تحقيق در مورد خط و انواع آن

تحقيق در مورد خط و انواع آن

 تحقيق در مورد خط و انواع آن

64 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق

در روند تحولات خط ، خط اشیائی مشخصات ویژه ای دارد اشیاء خود بخود و بلاواسطه چون البسه کهنه رسانا نیستند و چون نمادهایی خارجی تغییر می یابند خشکی بدن ـ سنگ و دانه ذرت آینده تاریک ـ تکه ذغال و غیره مانند پیامهای دیگر خصوصیات متشابهی دارند. مثلا در همان قبیله یورباتلفظ efa(شش) با واژه efa بمعنای ( احساس همدردی کردن ) متشابه است . هرگاه مرد جوانی طنابی با شش گوش ماهی برای دختری بفرستد  بهوی می فهماند که من نسبت به تو احساس همدردی می کنم تلفظ واژه ejo(هشت) با واژه ejo  بمعنای (موافقم) تشابه دارد. دختر در جواب هشت گوش ماهی می فرستد ک به پسر می فهماند که موافقم اینها نمونه هایی از خطهای اولیه هستند که به نوعی رمز صوتی شباهت دارند این علامت واجی کردن خط است که ما مکر را د رنظامها ی تصویر نگاری بدان بر خورد خواهیم کرد. هنگامی که مفاهیم با تصاویر نخوانند اشیائی را تصویر می کنند که نام آن شئی شبیه تلفظ مفهوم مورد نظر باشد.

از مثالهای ارائه شده روشن می شود که نمی توان میان جسم تصویر قابل انعطاف آن و نقاشی آن جسم عملافرقی قائل شد و آنها را می توان جایگزین یکدیگر کرد.

نمی توان حد فاصل معینی میان شیئی و تصویر آن تعیین کرد این مساله در مورد کمربند صدفی برخی از سرخپوستان امریکای شمالی صدق می کند کمر بند صدفی که از گوش ماهی  ساخته می شود عبارت از صفحاتی است که با  بند محکم شده اند و رنگ هر کدام از این صفحه ها معنی خاصی دارد در اینجا رنگ سفید به معنای خوشبختی صلح و سعادت است و رنگ سیاه علامت خطر یادشمنی و رنگ سرخ مفهوم جنگ را می رساند.

اینگونه بندهای صرفی قرار دادی وسیله ارسال پیام از قبیله ای به قبیله دیگر بوده است کمربند سیاهی که تبر جنگی سرخ رنگی روی آن کشیده شده بود به معنای اعلام جنگ به حساب می آمد و به پیوستن دو دست تیره رنگ در زمینه رنگ سفید به معنای عقد صلح بود . خبر رسانیهای پیچیده تری در استرالیا بافرستادن چوبهای قاهد انجام میگرفته است. این چوبهای مدور یا تخته های گرد را که به روی آن نشانهایی با درجات پیچیدگی گوناگون حک می شد به قاصد می داد تا هنگام ارائه خبر معنی دقیق پیام را به او یادآوری کند. پیامی که نشان داده شده لزوم تجمع د ریک محل را بیان می کند و کنده کاریهای روی چوب علامتهای مختلف برای رسیدن به محل گردهمایی است.

یکی از اشکال خط اشیائی لوح چوبی است می دانیم که لوحه های  چوبی در آلمان زمانی که خواندن و نوشتن وجودنداشت مورد استفاده بود درآن زمان از لوحه های چوبی جت ضبط میزان قرض و غیره استفاده به عمل می آمد . لوحه بعد از علامتگذاری از طول بریده می شد و نیمی از آن را قرض دهنده و نیم دیگر را قرض گیرنده در اختیار می گرفت . هر دو تکه کاملا به هم شبیه بود و شباهت برای اطمینان از مبلغ ضبط شده روی چوب ضرورت داشت طوایف غیر متمدن بسیار با مفاصد ( کم و بیش ) مشابه از این خط به روی لوحه چوبی استفاده کرده اند و انسانها با کندن اشارات عددی به روی چوبخطهای حقیقی را به وجود می آوردند از تخته های چوبی مناسب با شرایط استفاه های دیگر نیز به عمل می آمد.

خط گره دار هم در محاسبات به کاربرده می شد. این خط هیچ گاه در (چین) مورد استفاده قرار نگرفت و به خط دولت اینکاها ( بروی فعلی) شهرت دارد. در پژوهشهای نخستین درباره خط گره درا اینکاها محققان مرتکب اشتباهات بسیار شده اند اگر نوشته های چودی (سیاح و مورخ سوئدی) راباور کنیم بند گره دار نه تنها قوانین و آرشیو را در خود ضبط میکرد بلکه حاوی اشعار نیز بود.

تحولات بعدی خط

خط اشیائی و خط تصویری در مفهوم خاص این کلمه ، خط به شمار نمی روند بلکه اینها تحولات ما قبل خط هستد که به کمک آنها تنها می توان مفهوم کلی خبر را رساند ولی نمی توان صوت آن را ادا کرد. در مورد خاص خط تنها زمانی می شود سخن گفت که خبر به یاری کلمه بیان شود ولی مهم نیست که این خط چگونه باشد واژه های هجایی یا خط صوتی. متاسفانه برای بررسی تحولات آتی رشد خطوط داده های تجربی کافی برای مشاهده در دست نیست و به همین سبب ما تنها از طریق فرضیه این راه را طی می کنیم وخواه و ناخواه جهت حصول به هدف در روند فراگیری دانش پیشنیان به بحث و تبادل نظر استناد خواهیم جست. برای اشخاص آماتور با معلومات سطحی همه چیز ساده می نماید و چنین به نظرمی آید که مثلا از خط اندیشه نگار یا عبارت نگار خط واژه ای و پس از آن به ترتیب خط هجایی و یا تا حدی واحدهای صوتی و نهایتا پس از آن تقسیمات صوتی پیش آمده یعنی خط الفایی ساخته شده است. تقسیم اصوات به صداهای مستقل در مراحل اولیه تقریبا غیر ممکن بود به همین جهت پیش از آنکه نظام تحولات تاریخی خط مورد بررسی قرار گیرد توصیه می شود که هر مرحله رشد به طور مستقل ارزیابی و بررسی بشود. درخط واژه ای هر واژه متتقلا با اشاره تصویری خاصی نمایش داده می شود . این خط د رمقایسه با خط اندیشه نگار قدمی مهم به جلو به حساب می آید زیرا خط واژه ای مفهوم کلی خبر را نمی رساند بلکه خبر بیان شده را به یاری واژه ها تثبیت می کند از این واقعیت که مراحل نخستین خط تصویر فکر را القاء می کردو صوت مورد نظر نبود می توان به این نتیجه رسید که عناصر فلکتیو ـ یعنی جزء پسین قابل صرف تغییر پذیر ممکن است در خط منعکس نشود.

این گونه مشکلات درخط واژه ای خالص نیز ظاهر می شود که می توان تصویر آن چیزی را که ذهن بطور انتزاعی فرا میگیرد بسیار ساده تجسم کرد. مثلا اشیاء جاندار (مرد، زن، سرباز ، اسب ، پرنده، خرمگس ، ماهی ) یا اجسام ( غنچه، چشم، خورشید، گاوآهن،) و یا اعمالی که با مشاهده تداعی می شوند ـ معنی مفاهیمی مانند زدن ، خوردن، پرواز کردن، و گریستن را میتوان به کمک تصاویر انسانی که غذا می خورد یا زده می شود پرنده ای که پرواز می کند و چشمان گریان نشان داد .برای این کار گاهه جهت سادگی به جای گل جزئی از آن را ترسیم می کردند . البته در صورتی که جزء برای کل قابل تعمیم می بود. سر گاو به جای گاو کشیده می شد و تصویر آلت مادینه بجای زن و الی آخر.

سخن گفتن را با تصویر انسان که دستش را به دهان برده است یا با تصویر دهانی که گویا چیزی از آن خارج می شود نشان می دادند در چنین حالیت جزء به جای کل عمل می کند.

چنین مواردی دفتن را نه به صورت انسان درحال راه رفتن بلکه به صورت دو پا در حال راه رفتن و گوش دادن را به شکل گوش مجسم می کردند.

در اینجا با تصاویر مفاهمی را بیان می کردند و به هیچ وجه صوت واژه ها را نمی رساندند قبلا با نمادهای تصویری مشابه هنگام فراگیری خط اشیائی در نامه یوروبا ( د رصفحات قبل ) آشنا شدیم.

هنوز هم در این خط وسیله ای برای صوت واژه ها که تا حدی ضروری است وجود ندارد زمانی که قصد گفتن مفاهیمی مثل خورد یا خوراندن رهبر کردن یا امر کردن سرباز یا جنگ اسب یا قاطر را داریم مساله چندان کم اهمیت نیست.

سه عنصر یعنی تصویر احساسات قابل درک (محسوس) به کمک تصویر کل یا جزئی از کل نوشتن چیزهایی که قابل درک نیستند (از لحاظ حسی) با علائم نمادی و بیان صوت به کمک رمز صوتی پیوسته در نظامهای  مختلف خط ودر نقاط مختلف کره زمین در مراحل گوناگون تاریخی قابل رویت است.

اینها مبانی خطوط ابتدایی هستند که در همه جا می توان به مثابه خلاقیت مستقل ـ که پدید آمدن آنها را ناشی از نیازهای مشابه انسانها در همه جا و همه ملل می دانند ـ مورد ارزیابی قرار داد. از آنجایی که نامگذاری سه عنصر تصویر نماد و رمز صوتی را آن طور که اغلب پژوهشگران تعبیر می کردند نباید در طرح (تحولات در زمانی ) تفسیر کرد و درست نیست که رمز صوتی را به عنوان عنصر موخره دراین رده بندی ارزیابی کرد. در حقیقت همیشه آنجایی که بررسی روند تثبیت خط میسر است هر سه عنصر راتواما در کنار هم مشاهده می کنیم .خصوصا این مساله که ما به رمز صوتی د رمراحل اولیه رشد خط حتی د رخط اشیایی و خط اندیشه نگار بر می خوریم حائز اهمیت زیادی است .جریان گذر از یک مرحله خط به مرحله دیگر به هیچ وجه به سادگی وبدون سعی و کوشش صورت نگرفته است حتی درک واژه به طور جداگانه به عنوان عنصر مستقل زبان برای ذهن انسان مبتدی کار چندان ساده ای نیست.

ابداع دو خط اولیه در شرق باستان

خط به عنوان بخشی از فرهنگ با تمامی جنبه های پیشرفت تمدن آدمی ارتباط تنگاتنگ دراد به همین جهت خط در کنار دیگر دستاورد های تاریخ کهن انسان خیلی زود نقش خود را ایفا می نماید.

مصر باستان و آسیای صغیر باستان از یک طرف و کشورهای متمدن جنوب اروپا مانند یونان و روم از طرف دیگر در رشد فرهنگ انسان معاصر و به همان میزان در رشد کتابت اهمیت ویژه ای دارند خاور نزدیک باستان دو خط اولیه مهم یعنی خط میخی و خط هیروگلیف مصری را به جهان ارمغان داده است. علاوه بر آن خط الفبائی سامی نیز در خاور نزدیک پدیدار شده است اگر چه این خط در آغاز چندان کامل نبوده وتنها صامتها را بدون مصوت ثبت می کرده است لیکن بعدها با اضافه شده مصوتها و کاملتر شدن ان خط در اشکال یونانی و لاتینی قسمت اعظم جهان را تسخیر کرد باید در نظر داشت که اروپای متمدن در مقایسه با شرق باستان در امر اختراع خط کامل غیر فعال و دنباله رو بوده است.

اروپا دراختراع خطهای اولیه دخالت نداشته وحتی خطهای ثانویه نیز که در پی آن شکل وجود یافته اند اختراع اروپاییان نبوده است. در کنار برتری خط اروپا که من جهت اختصار آن را اینگونه می نامم تنهاخط چینی تحت تاثیر غربیها با کاربرد مستقل خود نقش مهمی در خاور دردور متمدن ایفا می کند.

در بررسی تاریخ خط بدون شک باید دو خط اولیه خاور نزدیک یعنی خط میخی و خط مصری را قبل از سایر خطوط مورد تفحص قرار داد. در این میان خط میخی به جهت قدمتش نسبت به خط مصری از امتیاز خاصی برخوردار است لیکن از آنجایی که تصاویر واضح و روشن خط مصری نسبت به اشارات عجیب و بریده میخی به نظر انسان معاصر گویاتر می نماید بهتر است مطلب را با آن آغاز کنیم.

خط مصری

علم معاصر مصریها را به عنوان ملتی آمیخته که در تشکیل قسمت اعظم آن عناصر افریقایی و سامی شرکت دارند ارزیابی می کند در اوایل هزاره سون پیش از میلاد دو حکومت جداگانه تحت سلطنت واحدی متحد شدند و در سایه همین وحدت بود که خط در مصر به وجود آمد تاثیرات مختلف تمدن بین النهرین بر مصر نیز مربوط به همین دوران می شود. دانشمندان بسیاری از آن میان مصر شناسان مانند ! شارف تاثیر خطهای بین النهرین را در اختراع خط مصری محتمل می دانند. ولی ما (زبانشناسان)دلایلی درباره این گونه تاثیرات دراختیار نداریم ما اختراع خط مصری را به صورت پدیده ای مستقل بدون این که ارتباطی باتاثیرات جانبی داشته باشد مورد بررسی قرار می دهیم.

اسلوب خطوط و مواد کتابت مصریها با صرف نظر از نوشته های یا دواره های سنگی در مجموع به طریقه های ماشباهت دارد. مصریان قبل از سایرین از شاخه های فشرده پاپیروس نوعی کاغذ تهیه می کردند و به همین دلیل عنوان کاغذ د ربرخی از زبانهای معاصر از آن گرفته شده است (انگلیسی paper  ، فرانسوی papier ، آلمانی papier و ...............) ابزار کتابت قلمهای خیزرانی بودکه در مرکب سرخ و سیاه فرو میکردند و با آن می نوشتند.

معمولترین علائم خط مصری از اشکال تصویری تشکیل یافته است ولی لازم به ذکر است ه این صورت تصویری تقریبا از قدیمترین دوران (تا قرون سوم الی پنجم میلادی ) بدون کمترین تغییری به صورت خط ستون سنگی تاریخی حفظ شده است.

خط مصری به عنوان ویژگی آن از طرف بیگانگان مورد پذیرش قرار گرفته است ولی اشکال اشارات در نوشته ها و کاربردهای روزمره بر حسب ضرورت از میان رفته و اشارات تصویری مختصر به تدریج خصوصیات اولیه خود را از دست داده و از نظر ظاهر به خط الفبایی ما نزدیک شده است خط تصویری ستونی یا تندنویسی شکسته مانند حروف چاپی و خط تحریری ما با همدیگر تطبیق می کنند تعداد اشارات خط مصری را کمی بیش از پانصد تخمین می زند.

در اواخر سوم پیش از میلاد خط هیروگلیف مصری به صورت معروف تندنویسی ساده شد اما این بدان معنا نبودکه خصوصیت تصویری آن از میان برود . این خط باز هم صورت ساده تری پیدا میکند بطوریکه اشکال تصویری باستانی اشارات در آن به سختی قابل تشخیص است و بعدها به نام خط اییراتی نامیده می شود.

تکامل خط مصری

پس از برچیده شدن خط ادارکی و تقسیم واژه نخستین گام با استفاده از اشارات واژه ای تصویری برداشته شد و از اشکال تصویری برای نوشتن کلیه واژه هایی که به معنای اشیاء و مفاهیم مجرد قابل ارائه باتصویر بودند استفاده به عمل آمد در پی آن بلافاصله جایگزین های اوایی واژه ها مورد استفاده قرار گرفت.

مسلما جریان گذار طولان تحولات داخلی خط مصری این سیر نظری را طی نکرده است . نوشته های قدیمی حاوی بازمانده های متعدد خط اندیشه نگار است که کل خبر یا جمله را با یک تصویر مجسم می نماید یکی از نمونه ای قدیمی و مشهور مقیاس نمای شاه نارمرا است در صفحه رویی آن در سمت چپ فوقانی شاه از ساختمانی خارج می شود که به شکل محل نگهداری خرقه د رمعبد نشان داده می شود که بر اساس مفهوم آوایی نوشته به معنای ( شاگرباتور) می باشد تصویر شاه در پشت صفحه در وسط که به دشمنان خود ضربه می زند تا حدی مبهم است د رکنار او دست راست با خط ادارکی بیان شده است.

درروی تخته مقیاس نمای شر ها در یک طرف هفت دیوار برجدار به صورت حلقوی تصویر شده که نمودار خطی شهرهاست در یکی از آنا هیروگلیفی نوشته شده است که با نام آن شهر مطابقت دارد.

درروی هر حلقه (شهر) جانوری ترسیم شده که حلقه را خرد می کند ( یعنی شهر را خراب می کند) تعداد این جانوران هفت است و تا آنجای که می توان تشخیص داد جانوران مختلف می باشند (اغلب آنهاشکسته اند) تصاویر سمت دیگر مقیاس نما ظاهرا گله حیوانات و درختان زیتون (؟) مالکیت سرزمین لیبی را ـ که نام آن در حاشیه پهلوی نمودار خطی کشور به شکل چوبدستی یعنی نمودار (کشور غیر ) آمده است ـ می رسانند بدین ترتیب در اینجا خط ادارکی اشارات آوایی و نمودار خطی در کنار یکدیگر وجود دارند.

درلوحه شاه گوارـ آخا غلبه بر نوبی بدینگونه تصویر شده است: کشور دشمن به صورت انسانی که در دربار مورد ضرب و شتم قرار می گیرد تصویرگردیده و برای نشان دادن این کار دستهای مسطح به چوب دستی اضافه شده است ( برای تفهیم این عمل عقاب مجهز در دربار آویخته شده ) لوحه دیگر باخط ادارکی تاجگذاری شاه گورا ـ اودیمو و مراسم مقدس بعد از تاجگذاری را بیان می کند.

شاه د راینجا دوبار تصویر شده است یک بار ملبس و درحال نشسته برتخت و یک بار هم ملبس و در حال دویدن چنین ادغام همزمان و توام با اخبار درتصویر امر بیمعنایی بود ولی خود این وضعیت دلایل بر آن دارد که در اینجا باخط واجه هستیم نه با تصویر.

این یادگار های مکتوب باستانی نشان می دهندـ همانطور که قبلا متذکر شدیم ـ تکامل خط از خط ادراکی آغاز و سپس به صورت جایگزینی آوایی واژه ودر پی آن اجزای واژه ودر پی آن به صورت پیش در آمد اشارات تک صوتی و نمودار های خطی واضافات آوایی انجام نگرفته است .

کلیه این عناصر یکی پس از دیگری پدید نیامده اند ود در قدیمترین متون نیز تواما وجود داشته اند و با همدیگر و با خط ادراکی درتقابل هستند لیکن هنوز خط ادراکی برتری دارد و واژهای مم جداگانه مثل شاه و درباره و کشور بیگانه و سایر واژه ها با اشارات خاصی به اجزاء تقسیم می شوند هنوز حد و مرز مشخصی میان خط ادراکی و خط واژه ای وجود ندار.

مثلا د رروی مقیاس نمای شهرها به جای سه اشاره واژه ای (کور) (خراب کردن) (شهر ساوینی) که ما انتظار داریم که به کار رفته باشد تنها یک اشاره خط ادراکی به مفهوم (کور شهر ساوینی را خراب کرده) جایگزین شده است.

با همین منطق شکست نوبی یا خروج شاه نارـ مرا از معبد یا درلوحه وقایع نامه تاجگذاری شاه و مراسیم آن و کلیه حوادث به عوض این که اشارات مستقل تصاویر را به هم پیوند دهند خبر رسانی با خط ادراکی انجام شده است در نتیجه د رهیچ یک فعل به صورت مستقل و خصوصی به کار نمی رود و درهمه جا به صورت جزئی از کلیت عام به شمار می آید.

خط میخی

در حدود هزاره دوم و سوم پیش از میلاد درنتیجه تحولات طولانی تاریخ کهن در نواحی جنوبی بین النهرین میان دجله و فرات تمدن با شکوه دیگری پدید آمد که قدیمترین تمدن تاریخ بشری به شمار می آید بخشی از بازمانده های این تمدن کتیبه هایی است که از شهر باستانی اوروک (وارکانی کنونی) و از جمدت نصر و فار به دست آمده است.

این خط بین النهرینی از روی اشکال قدیمی آن به نام میخی خوانده شده است (به آلمانی Keilschrift  ، انگلیسی cuneiform  ، فرانسوی ecriture vuneiform   ) از نظر شکل خارجی و ظرفیت شگفت آور خط میخی با شکل ظاهری خط تصویری مصری تفاوت بسیاری وجود دارد همانطور که در مصر به عنوان ابزار کتابت جهت مقاصدادبی از کاغذ استفاده می شد در بین النهرین از خش گلی به نام لوحه (بجز د رموارد نادر که از سنگ به جاس خشت در کتیبه های ستونی استفاده شده ) استفاده می کردند اشارات را با میله آهنی روی تیرهای چوبی وخشت های نرم حک می کردند سپس لوحه های خشتی را با حرارت میخشکاندند و بدان استحکام می دادند . میله آهنی را با زاویه قائمه به طور مورب گرفته به آرامی از یک گوشه به داخل فرو می برند و در نتیجه بخش فوقانی خط قابل رویت حالت میخی شکل ضخیمی پیدا می کرد.

شکل خارجی خط میخی

اگر چه شکل میخی خط بین النهرین از مدتها پیش وجود داشته است به هر حال این خط در روند رشد خود روی خشت شکل گرفته است قدیمترین انواع آن دارای نمود تصویری و فاقد عناصر میخی شکلند و حتی قدیمیترین انواع آن خط در بین النهرین از لحاظ خارجی چندان تفاوتی باخط تصویری مصری و خط سایر ملتها ندارد. ظاهرا قدیمیترین شکل این خط را سومریان یعنی قدیمیترین ساکنین بین النهرین ابداع کرده اند .آنان تمدن سومری را به وجود آوردند و گسترش دادند درهزاره سوم پیش از میلاد بهمراه خط خود به بابلینان که بهد ها در آن نواحی مسکن گزیدند و گاه د رتاریخ کلدانیان نیز خوانده شده اند سپردند.

کلدانیان به زبانی از خانواده زبانهای سامی تکلم می کردند تا این زمان خط توانسته بود خصوصیاتی را کسب کند که بعد ها از ویژگیهای شکل میخی به حساب آمد. دراثر استعمال دراز مدت این خط توسط سومریها کلدانیها و سایر ملل آسیای نزدیک درشکل خارجی خط تغییرات مختلفی به وجود آد درست مانند لاتینی که در قرون متمادی و به توسعه ملل مختلف ویژگیهای خاص خود را پیدا کرد. خط میخی آشوریها عیلامیها و هیتیها در دوره های مختلف با خط میخی بابلیان تفاوت دارد. بعدها با غنی تر شدن محتوا ابعاد لوحه ها نیز بزرگتر شد و هنگا م نوشتن لوح آن را با زوایه باز نسبت به محور بدن نویسنده در دست می گرفتند.

برای این کار باید لوحه را تا نود درجه به سمت چپ بچرخانند به طوری که انتها یا آغاز ستون قبلی در سمت بالا قرار می گیرد و آغاز بخش فوقانی در سمت چپ و بدین سبب سمت خط تغییر یافت یعنی از ستونهای عمودی راست به چپ به سطور افقی و ترتیب توالی اشکال امروزی تبدیل شد. نوشتن اشارات که در آغاز خصوصت تصویری داشتند درروند خط تا حد زیادی تغییر یافت.

شکل تصویری اشارات نیز تا نود درجه چرخش پیدا کرد و دیگر نه به سمت راست بلکه به طرف بالاتر قرار گرفت . این حالت چرخش اشارات را باید با مقایسه با اشارات تصویری باستانی و اشارات میخی بعدی مورد بررسی قرار داد.

شکل داخلی خط میخی سومری

خط میخی سومری از لحاظ ساختار داخلی به خط مصری شباهت دارد این خط نیز دارای اشارات هجایی اشارات آوایی و نمودار اشیاء و جانداران رابا در نظر گرفتن تلفظ آنها ارائه می دهند که در پژوهشهای خطوط میخی اندیشه نگرا ( و به گفته گروهی از دانشمندان معنی نگار ـ لوگرام ) نامیده می شود اشارات آوایی که برخی از دانشمندان اهل فن آن راآوا نگار نیز می نامند دارای خصوصیاتی مشابه ویژگیهای خط مصری نیستند و تنها به صورت هجاهای مشخصی متشکل از یک مصوت یا ( صامت + صائت) و یا ( صائت +صامت) و نهایت ( صامت +صائت +صامت) ارائه می شوند در خط میخی مصوتها پشت سر م تصویر می شوند ولی به هیچ وجه نمی توان یک صامت را به طور مستقل نشان داد. پژوهش تحولات داخلی خط سومری نسبت به شکل خارجی آن مشکلات بیشتری را پیش می آورد و این مساله از یک طرف به دلیل فقدان نمونه های صریح و از طرف دیگر عمدتا به علت معلومات اندک ما از یادگار های خطی کهن تر است.

یادواره های به جا مانده از خط ادراکی ابتدایی هنوز به طور کامل بررسی نشده اند با وجود این در تثبیت اشارات خاص مراحل اولیه خط که در پله های نخست رشد خط بین النهرین نیز به چشم می خورد تا اندازه ای موفق بوده ایم .

قدیمی ترین خط سلسله اوروک چهارم ظاهرا در اصل در ویژگیهای خط واژه ای است و هر اشاره آن مانند خط واژه ای چینی مفهوم واژه بیان می کند نه آوای آن را یعنی خط اندیشه نگار می باشد.

این مساله خصوصا در مورد اشیاء و جانوران مثل واژه ها شاه ، سر ، دست ، پرنده ، ماهی ، نی ، کشتی ، خیش ، و غیره که آنها را می توان باتصویر مجسم کرد راحت تر است برای حیوانات عظیم الجثه به جای تصویر کامل آنها تنها سر آنها کشیده می شد مثل سر گاو و خوک و زن ومرد را با تصویر کردن اعضای تناسلی و اندامهای متفاوت آنها ترسیم میکردند.

به هر حال برای آنکه مفهوم نوشته های میخی ب خوبی روشن گردد تنها دانستن ترکیب صوتی آن کفایت نمی کند یعنی تصویر خیش به خودی خود دارای معنای متعددی است و آن را می توان هم به عنوان (ابزار کار ) هم به معنای عمل (شخم زدن ) و یا شخص (شخم زن ) درک کرد. نقطه مقابل این حالت چند معنایی که از خصوصیات خط مصری ومیخی بود با استفاده از نمودار حاصل می شد برای این کار کافی بود قبل از اشاره واژه ی ( خیش) اشاره واژه های به معنای تخته را به عنوان نمودار قرار داد که فقط نوشته می شد و ملفوظ نبود و بدنی ترتیب مفهوم (ابزار شخم ) حاصل می شد و مفهوم انسان + شخم جدا از مفهوم قبلی به معنای شخم زدن می باشد و بدین ترتیب اشاره تخته به معنای نمدار شیئی چوبی و انسان به عنوان نمودار نام حرفه به کار رفته است برای دسته خاصی از مفاهیم مثل خدا ، مردن،گیاهان، سنگها ، محلها ، کشور ، کوه ، رودخانه ، نمودار های بسیاری وجود دارد این نمودار ها قبل از اشارات واژه های  ضبط هجایی واژه ها در مواردی نادری بعد از آن دسته از مفاهیمی که بدان تعلق دارند نوشته می شوند.

خط میخی اکدی

خط میخی به عنوان اختلاطی از اشارات واژه ای و هجایی با نمودار بر مبنای خصوصیات تمدن سومریان به وجود آمد لیکن آنها تا اواسط هزاره سوم پیش از میلاد موفق به تکمیل اصول رشد خط میخی نشدند. علاوه بر آن در همین زمان اکدیها و سامیها خط میخی سومری را همراه با تمدن وسیع آن پذیرفتند. اکدیها با حفظ کلیه آن چیزهایی که سومریها ایجاد کرده بودند آن را همسو با نیازهای خود رشد دادند.

 اختلاط سه نوع اشاره در اصل در طول حیات خط میخی یعنی در طول هزار سال بدون تغییر ماند البته زمانی تعداد قلیلی اندیشه نگار جهت کتابت کفایت می کرد و آنها به ویژه در خط هجایی کتیبه های باستانی اکدی در اسناد کاپادوکیه و کوزه های آشوری قدیمی مکشوف در آسیای صغیر در مراحل اولیه موجودیتشان (حوالی سده نوزدهم پیش از میلاد)

یا در متون ادبی سومری در لهجه امسال eme – sal که با نام لهجه زنانه خوانده میشد و بیش از  همه در زبان الهه مورد استفاده بود به کار می رفته است ولی به هر صورت خصوصیت سه گانه اشارات خطی در اساس بدون تغییر باقی ماند.

چرا اکدیها به فکر ساده کردن خط خود نیفتاده و آنهمه مشکلات پیچیده را به چند صد اشاره ساده (بدون اشارات واژه ای و اشارات هجایی مرکب ) تبدیل نکرده اند؟ باید گفت که بعد از بابلیان تلاشهایی در این راستا شد که بدون تردید تاثیر الفبای حرفی سامی غربی که در آن زمان پدید آمده بود در آن مشاهده می شود لیکن دیگر دیر شده بود در آینده ای نه چندان دور به خط کاملا نوین الفیایی که ابزار آن پاییر وس بود و به زبان این خط یعنی آرامی که عملا در تمام نواحی کشور بدان تکلم می شد می رسیم و خط میخی و لوحه های خشتی نامناسب برای همیشه ناپدید می شود. خط میخی تا آن بدون رقیب حکمرانی می نمود و کاتبان آن خط لزومی نمی دیدند از نوشتن عناثر چند گونه متعددی که آموخته بودند دست بردارند . رسوم سنتی خط د رتاریخ خط عامل باز دارنده شدیدی به نظر می آمد.

برای مثال it porte  ( او حمل می کند ) و ilsportent(آنها حمل می کنند) در زبان فرانسوی کاملا مثل هم تلفظ می شوند و تفاوت نوشتاری آنها تنها از دید تاریخی قابل درک است با وجود این برای درک صحیح متن نوشته شده دانستن آن مهم می باشد. در زبان انگلیسی نیز night (شب ) knight (شوالیه) از لحاظ تلفظ کاملا با تلفظ nart منطبق می شوند لیکن در اینجا املای متفاوت تاریخی برای تفهیم دست واژه مورد استفاده قرار می گیرد.

 


خرید آنلاین