تحقيق در مورد داستان خلقت بر حکمت

تحقيق در مورد داستان خلقت بر حکمت

 تحقيق در مورد داستان خلقت بر حکمت

85 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق

مراحل توبه :

دراينجا به طور خلاصه اشاره اي به مراحل توبه مي كنيم :

1ـ اول ا زگناهان گذشته چشم پوشي كني بگذري

2ـ گناهان قبيحه را ترك كني و واجبات را جبران كني

3ـ حق مردم به هر قسمي كه هست به صاحبش برگرداني و حلاليت بطلبي

4ـ نفس خود را در اطاعت خدا ذليل كني همانطوري كه در گناه پروراندي

5ـ نفس خود را تلخي اطاعت بچشاني همانطور كه او را حلاوت معصيت چشاندي

به جاي خنده و شاري كه در ارتكاب عماصي مي كردي گريه كني

 

مراتب توبه در تفصيل :

مرتبه اول : شخص تائب ، توبه مي كند از جميع گناهان ، و استقامت به خرج مي دهد تا آخر عمر ، اينها داراي نفس مطمئنه هستند .

توبه اين اشخاص پذيرفته است . البته غير معصوم غفلتهاي دارند .

مرتبه دوم : شخص تائب ، توبه مي كند فقط از كبائر ، يعني گناهان كبيره ، و نسبت به طاعات و بندگي مقيد هستند . ولي گاهي هم مبتلا به غفلت مي شوند و گناه مي كنند ولي بلافاصله به توبه مي افتند و به شدت متأثره مي شوند . اينها داراي نفس لوامه هستند كه اين نفس بسيار فعال و خوب است .توبه اين اشخاص هم پذيرفته است .[1]

مرتبه سوم : شخص تائب از كبائرتوبه مي كند و استمرار هم دارد . اما از نظر شهوات ضعيف است . و هيجان هواي نفس كه به صورت عطش نفسي در آمده مختص به يك يا دو گناه است ، و آنهم از روي عمد و اختيار . اما بعد از گناه تأسف مي خورد كه نمي تواند بلافاصله توبه كند و توبه را به امروز و فردا موكول مي نمايد . اينها داراي نفس مسوله هستند . يعني نفس متزلزل . اين افراد عاقبت بدي دارند چون ممكن است قبل از اينكه موفق به توبه شوند ، عمرشان به پايان رسد و بدون توبه از دنيا بروند . بنابراين علماي علم اخلاق مي گويند اين افراد با توجه به نفس مستوله داراي دو خصيصه هستند :

  • يك حسن دارند و آن اينكه تأثر از گناه در دلشان حتي به صورت ضعيف است .
  • يك قبح دارند و آن اينكه داراي صفت رذيله تسويف هستند ، يعني توبه را تأخير مي اندازند .

مرتبه چهارم : شخص تائب در اين مرحله بعد از توبه ، آن را مي شكند و حتي حالت تأسف هم ندارد . زيرا داراي يأس و نااميدي است . اين اشخاص جايگاهي از بابت عفو خدا ندارند .

 

 

در حقيقت توبه

شرح بدان كه توبه يكي از منازل مهمه مشكله است . و آن عبارت است از رجوع از طريعت به سوي روحانيت نفس، بعد از آن كه به واسطه معاصي و كدورت نافرماني نور فطرت و روحانيت محجوب به ظلمت طبيعت شده.

و تفصيل اين اجمال اجمالا اين است كه نفس در بدو فطرت ، خالي از هر نحو كمال و جمال و نور و بهجت  است ، چنان چه از مقابلات آن ها نيز هست . گويي صحه اي است خالي از مطلق نقوش نه داراي كمالات روحاني و نه متصف به اضداد آن است .ولي نور استعداد و لياقت براي حصول هر مقامي در او وديعه گذاشته شده است و فطرت او بر استقامت و خميره او مخمر به انوار ذاتيه است و چون ارتكاب معاصي كند به واسطه آن در دل او كدورتي حاصل شود و هر چه معاصي بيشتر شودكدورت و ظلمت افزون گردد تا آن كه يكسره قلب تاريك و ظلماني شود و نور فطرت منطفي گردد و به شقاوت ابدي رسد. اگر در بين اين حالات قبل از فرا گرفتن ظلمت تمام صفحه قب را از خواب غفلت بيدار شد و پس از منزل يقظه به منزل توبه وارد شد و حظوظ اين منزل را به شرايطي كه اجمالي از آن در اين اوراق انشاءالله ذكر مي شود استيفا كرد، از حالات ظلمانيه و كدورات طبيعيه برگشت مي نمايد به حال نور فطرت اصلي و روحانيت ذاتيه خودگويي صفحه اي مي شود باز خالي از كنالات و اضداد آن . چنان چه درحديث شريف مشهور است : التائب من الذنب كمن لا ذنب له[2]. يعني رجوع كننده از گناه مثل كسي است كه گناه نداشته باشد.

پس معلوم شد كه حقيقت توبه رجوع از احكام و تبعات طبيعت است به سوي احكام روحانيت و فطرت چنانچه حقيقت (انابه) رجوع از فطرت و روحانيت است به سوي خدا و سفر كردن و مهاجرت نمودن از بيت نفس است به سوي سر منزل مقصود . پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است . و تفضيل ان در اين اوراق مناسب نيست.

 

توفيق به توبه مشكل است

بر سالك طريق نجات و هدايت لازم است تنبه به يك نكته مهمه و آن اين است كه توفيق به توبه صحيحه كامله با حفظ شرايط آن ، چنانچه ذكر مي شود از امور مشكله است و انسان كمتر مي تواند نايل به اين مقصد شود ، بلكه دخول در گناهان خصوصا كبائر و موبقات ، باعث مي شود كه انسان را از ياد توبه به كلي غافل مي كند و اگر درخت معاصي در مزرعه دل انساني بارمند و برومند گرديد و رشه اش محكم شد ، نتايجي بس ناهنجار دهد ، كه يكي از آن ها آن است كه انسان را از توبه به كلي منصرف مي كند . و اگر گاه گاهي نيز متذكر آن شود ، به تسويف و امروز و فردا و اين ماه و آن ماه كار رامي گذارد و با خود مي گويد كه در آخر عمر و زمان پيري توبه صحيحي  مي كنم . غافل از آن كه اين  مكر باخدا است ، و الله خير الماكرين[3].

گمان نكن كه پس از محكم شدن ريشه گناهان انسان بتواند توبه نمايد ، يا آنكه بتواند به شرايط آن قيام نمايد . پس بهار توبه ايام جواني است كه بار گناهان كمتر و كدورت قلبي و ظلمت باطني ناقص تر و شرايط توبه سهل تر و آسان تر است.

انسان در پيري حرص و طمع و حب جاه و مال و طول املش بيشتر است و اين مجرب است و حديث شريف نبوي[4] شاهد بر آن است . گيرم كه انسان بتواند در ايام پيري قيام به اين امر كند ، از كجا به پيري برسد و احل موعود او را در سن جواني و در حال اشتغال به نافرماني بربايد و به او مهلت دهد ؟ كمياب بودن پيران دليل است كه مرگ به جوانان نزديك تر است . در يك شهر پنجاه هزار نفري ، پنجاه نفر پير هشتاد ساله انسان نمي بيند .

پس اي عزيز ، از مكايدشيطان بترس و در حذر باش و با خداي خودمكر و حيله مكن كه پنجاه سال يا بيشتر شهوت راني مي كنم و دم مرگ با كلمه استغفار جبران گذشته مي كنم اين ها خيال خام است . اگر در حديث ديدي ياشنيدي كه حق تعالي بر اين امت تفضل فرموده و تبوه آن را تا قبل از وقت معاينه آثار مرگ يا خود آن قبول مي فرمايد ، صحيح است ، ولي هيهات كه در آن وقت توبه از انسان متمشي شود . مگر توبه لفظ است قيام به امر توبه زحمت دارد برگشت و عزم بر برگشت نكردن رياضات علميه و عمليه لازم دارد ، والا خود بخود انسان نادر اتفاق مي افتد كه در فكر توبه بيفتد يا موفق به آن شود ، يااگر شد بتواند به شرايط صحت و قبول آن يا به شرايط كمال آن قيام كند . چه بسا باشد كه قبل از فكر توبه يا عملي كردن آن اجل مهلت ندهد ، و انسان را با بار معاصي سنگين و ظلمت بي پايان گناهان از اين نشئه منتقل نمايد. آنوقت خدا مي داند كه به چه گرفتاري ها و بدبختي ها دچار مي شود . جبران معاصي در آن عالم ، رضا كه اهل نجات و عاقبت امرش سعادت باشد كار سهلي نست . فشار ها و زحمت ها و سوختن هايي در دنبال است تا انسان لايق شفاعت شود و مورد رحمت ارحم الراحمين گردد.

پس اي عزيز، هر  چه زودتر دامن همت بر كمر بزن و عزم را محكم كن و اراده را قوي كن و از گناهان تا در سن جواني هستي يا در حيات دنيايي مي باشي توبه كن و مگذار فرصت خداداد از دستت برود و به تسويلات شيطاني و مكايد نفس اماره اعتنا مكن.

 

اصلاح نفس پس از افساد مشكل است      

 ونيز به يك نكته مهمه بايد توجه داشت و آن اين است كه شخص تائب پس از توبه نيز ، آن صفاي باطني روحاني و نور خالص فطري برايش باقي نمي ماند . چنانچه صفحه كاغذي را اگر سياه كنند و باز بخواهند جلا دهند البته به حالت جلاي اولي بر نمي گردد ، يا ظرف شكسته را اگر اصلاح كنند باز  به حالت اولي مشكل است عود كند ،  خيلي فرق است ميانه دوستي كه در تمام مدت عمر با صفا و خلوص با انسان رفتار كند يا دوستي كه خيانت كند و پس از ان عذر تقصير طلب نمايد . علاوه بر آن كه كم كسي است كه بتواند درست قيام به وظايف توبه بنمايد .

پس ، انسان بايد حتي الامكان داخل در معاصي و نافرماني نشودكه اصلاح نفس پس از افساد از امور مشكله است . و اگر خداي نخواسته گرفتاري پيدا كرد ،  هرچه زودتر در صدد علاج بر آيد كه هم فساد كم را زود  مي شود اصلاح كرد و هم كيفيت اصلاح بهتر مي شود.

اي عزيز ، با بي اعتنايي و سرسري از اين مقام مگذر . تدبر و تفكر در حال خود و عاقبت امر خويشتن كن ، و به كتاب خدا و احاديث خاتم انبياء و ائمه هدا سلام الله عليهم اجمعين و كلمات علماي امت وحكم عقل وجداني رجوع نما و اين باب را كه مفتاح ابواب است به روي خود بگشا و در اين منزل كه عمده منازل انسانيت است نسبت به حال مهاه وارد شو و اهميت به آن بده و مواظبت از آن كن .

و از خداوند تبارك و تعالي توفيق حصول مطلوب بخواه و از روحانيت رسول اكرم و ائمه هدا سلام الله عليهم استعانت كن و به ولي امر و ناموس دهر حضرت امام عصر عجل الله فرجه پناه ببر ، البته آن بزرگوار دستگيري ضعفا و بازماندگان را مي فرمايد و بيچارگان را دادرسي مي نمايد.


خرید آنلاین