تحقيق در مورد رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 15 تا 18 سال

تحقيق در مورد رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 15 تا 18 سال

تحقيق در مورد رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 15 تا 18 سال

77 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق 

در مطالعات متعددي كه بر روي دانش آموزان انجام گرفته است يافته ها
بيانگر اين است كه دانش آموزان ناموفق بدليل نداشتن تجارب موفقيت آميز
كافي داراي ارزيابي منفي نسبت به توانايي ها و استعدادهاي خود مي باشند و
ميزان عزت نفس در چنين دانش آموزاني بسيار پايين است و سطوح عزت نفس (افزايش يا كاهش آن ) اسناداتي است كه دانش آموز به موفقيت يا شكست هاي خود مي دهد (بلو-ساليوان) .

با توجه به اين نكته و به منظور اجتناب از احساسات وحشت آور افراد بايد باور داشته باشد كه خوبند (براي مثال ارزشمندند) در نتيجه افراد نياز به عزت نفس دارند تا بتوانند اضطرابهايشان را به حداقل برسانند .

اهميت موضوع :

دانش آموزان در فرآيند آموزش و پرورش رشد مي نمايند و اساساً اينكه آنان نسبت به خويشتن و ديگران و نيز فعاليت هاي آموزشگاهي چه تصوراتي دارند و چگونه قضاوت مي كنند بسيا مهم است . نحوه و كيفيت اين قضاوت ها و ارزش گذاري ها مي تواند تمام جنبه هاي زندگي كودك را تحت تاثير قرار دهد و بر شرايط يادگيري و عملكردي نيز اثر مي گذارد .

از سويي آنها هر لحظه با مسائلي روبرو مي شوند كه نحوه واكنش و پاسخ آنها نسبت به آن مسائل در ساختار شخصيتي آنان موثر است . هركاري كه توسط فرد انجام مي گيرد توسط خانواده ، گروه همسالان و معلمان مورد ارزشيابي و قضاوت قرار
مي گيرد .

بر اين اساس عزت نفس و ميزان آن تحت نفوذ اين قضاوت ها و برداشت ها قرار مي گيرد به طوري كه گاه معيارها ، آنقدر دور از دسترس و دست نيافتني است كه بچه ها را از كسب تجربه موفقيت آميز در محيط خانه يا مدرسه محروم مي سازد و اين لزوماً بر ميزان ارزشمندي و احترام بر خويشتن تاثير منفي دارد .

بنابراين ارزش وجودي عزت نفس به عنوان بعدي از ابعاد شخصيت انسان و ارتباط آن با موفقيت ها و شكستها و مقابله با مسائل قابل ملاحظه مي باشد .

عواملي كه در پيشرفت بشر موثر واقع مي شوند متعدد هستند ولي كوشش و مساعي افراد در اعتماد بر خويشتن و اصلاح شئون زندگي كه يكي از موثرترين عوامل به شمار مي رود بايد مورد توجه بيشتر قرار گيرد تا چنانچه مشخص شد اين عامل در شئون مختلف از جمله پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تاثير دارد ، موجبات افزايش آن توسط برنامه هاي مقتضي فراهم آيد .

بررسي ارتباط بين دو متغير عزت نفس و پيشرفت تحصيلي به لحاظ اهميت ان از نظر بنيادي و كاربردي ، مورد توجه بسياري از روان شناسان تربيتي ، اجتماعي ، شخصيت و آسيب شناسي رواني و متخصصان بهداشت رواني قرار گرفته است .

بسياري از روانشاسان بر اين عقيده اند كه اين دو متغير در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر قرار گرفته اند به طوريكه مي توان افزايش يا كاهش در يكي ، در متغير ديگر نيز تغييراتي به وجود مي آيد (مثلاً با افزايش عزت نفس افراد بر پيشرفت تحصيلي آنها افزوده مي شود) .

در جامعه اي كه افراد آن از عزت نفس بالا و احساس مسئوليت برخوردار باشند در مقابل انواع فشارهاي رواني و تهديدها و وقايع ناگهاني مثل سيل ، زلزله و .. و بيماري هاي رواني ( افسردگي ، اضطراب ، الكسيم و اسكيزوفرني ) مقاوم و پايدار خواهند بود و شكوفايي استعدادهاي نهفته و خلاقيت و پيشرفت هاي اقتصادي ، اجتماعي فرهنگي بدنبال خواهد داشت .

يافته هاي حاصل از اين تحقيق در صورت تاثير آزمايش انها (آنهم در كشور خودمان ) راهبردهاي مهمي براي مراكز خدماتي و حمايتي بهداشتي ، آموزشي ، فرهنگي ، مشاوره اي و ) به همراه دارد .

بعنوان مثال كودكي را در نظر بگيريم كه داراي افت تحصيلي ، بدون دلايل فيزيولوژيكي و ناتوانائيهاي ذهني است يك روانشناس آموزشگاهي به بررسي ميزان اعتماد به نفس او نسبت به توانائيها و استعدادهايش و تلاشي كه براي موفقيت در كارها اعم از تكاليف مدريه با كارهاي محوله ديگر ، از خود نشان مي دهد ،
مي پردازد.

به طور كلي با افزايش موفقيت و پيشرفت دانش آموز ، بر ميزان عزت نفس وي افزوده مي شود و سطح كارآيي فردي ، نزديك به ميزان استعدادها و قابليت هاي فرد مي گردد .

با توجه به مطالب فوق الذكر لزوم هرچه بيشتر برآورد سطوح عزت نفس
دانش آموزان در محيط آموزشگاه امري ضروري به نظر مي رسد . يافته هاي حاصل از اين تحقيق همچنين راهبردهاي مهمي براي مراكز تعليم و تربيت ، معلمان ، مربيان ، مشاوران ، اولياء و خانواده ها در جهت حل پاره اي از مشكلات آموزشگاهي به همراه دارد .

اهداف تحقيق :

هدف تحقيق تعيين ميزان رابطة بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي مي باشد .

 

طرح سوال تحقيق :

آيا بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي رابطه معناداري وجود دارد يا خير ؟

 

فرضيه هاي تحقيق :

الف-بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد يا به عبارتي بين نمرات عزت نفس و پيشرفت تحصيلي همبستگي مستقيم معني دار وجود دارد .

ب-بين نمرات عزت نفس و پيشرفت تحصيلي همبستگي مستقيم معناداري وجود ندارد .

نوع تحقيق :

تحقيق از نوع كاربردي است و باعنايت به اهميت آن و روش تحقيق توصيفي استفاده خواهد شد .

تعريف اصطلاحات :

عزت نفس :

مقدار ارزشي كه ما براي خود قائل هستيم عزت نفس ناميده مي شود
همانند ديگر جنبه هاي (خود) اين جنبه (عزت نفس) نيز در محاوره با ديگران اكتساب مي گردد و انعكاسي از اينكه ديگران چگونه نظري نسبت به ما دارند
مي باشد.

به عبارت ديگر ، عزت نفس مقدار ارزشي است كه ما فكر مي كنيم ديگران براي ما به عنوان يك شخص قائل هستند .

براون[1] و هريس[2] عزت نفس را عبارت از ميزان تخصيص و احساسي كه فرد از توانمندي ها و ارزشمندي خود دارد ، تعريف مي كنند .

پمپ وي اليس و همكاران عزت نفس را عبارت از ارزشي كه اطلاعات درون خودپنداره براي فرد دارد ، مي دانند و آنر ا ناشي از اعتقادات فرد در مورد تمام چيزهايي كه دروي هست مي دانند .

شاملو عزت نفس را معادل ارزشي مي داند و آن را عبارت از درجه تصويب ، تاييد ، پذيرش وارزشمندي كه شخص نسبت به خويشتن احساس مي كند ، تعريف مي نمايد .

تعريف عملي :

منظور ما از عزت نفس در اين تحقيق ميزان نمراتي بوده است كه هر فرد از آزمون عزت نفس كوپراسميت كسب كرده است .

 

پيشرفت تحصيلي :

اين اصطلاح به مقدار يادگيريهاي آموزشگاهي فرد ، بصورتي كه توسط آزمونهاي مختلف درسي مثل حساب ، ديكته ، تاريخ ، جغرافي سنجيده
­ مي شود .

تعريف عملي :

منظور ما از پيشرفت تحصيلي در اين تحقيق عبارت بود از ميانگين يا معدل نمرات ثلث اول و دوم كه هر دانش آموز در سال جاري از كليه دروس كسب كرده است .

ادبيات تحقيق :

عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان :

1-برنامه درسي : برنامه درسي را مي توان به سه گروه «برنامه درسي مورد انتظار» ، «برنامه هاي درسي اجرا شده» و «برنامه درسي فراگرفته» تقسيم كرد .

 

2-كتابهاي درسي و مواد آموزشي : هرجا كه كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است .

 

3-معلم ، روش تدريس ، تربيت معلم : بايد معلمان مجرب به طور يكسان در مناطق شهري يا حاشيه شهرها و مناطق روستايي به كار گرفته شوند . دانش آموزان معلماني كه براي نمره دادن تكاليف درسي كلاسي دانش آموزان وقت مي گذارند نسبت به معلماني كه اين كار را انجام نمي دهند ، نتايج بهتري كسب مي كنند .

معلماني كه در نظر دانش آموزان سخت گير و متوقع تر هستند ، معلماني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارند ، آنان كه با روشي منظم از كار خود ارزيابي مي كنند و به دانش آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند فرصت فراگيري مجدد مي دهند و معلماني كه براي آماده كردن درس و كار كلاسي دانش آموزان وقت مي گذارند در حرفه معلمي موفق ترند و دانش آموزان آنها از پيشرفت تحصيلي بالاتري برخوردارند .

مطالعاعات IEA (Peaker 1976) نشان مي دهد معلماني كه داراي مدارك تحصيلي بالاتري پس از دوره متوسطه هستند ، نسبت به معلماني كه از مدارك تحصيلي پايين تري برخوردارند موفقيت بيشتري داشته اند (پيشين ص 97-95)

 

4-مدت زمان تحصيل در مدرسه و منزل : به طور كلي هرچه كودكان زمان بيشتري صرف مطالعه كنند ، با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل ، مطالب بيشتري فراخواهند گرفت .

همچنين هرچه آن مدت زمان كه دانش آموزان عملاً براي يادگيري در كلاس صرف مي كنند (در مقابل خيالپردازي و ……  )بيشتر باشد با ثابت نگهداشتن بقيه عوامل ميزان يادگيري بيشتر است .

 


[1] -Bravan