تحقيق در مورد راز ختم نبوت

تحقيق در مورد راز ختم نبوت

تحقيق در مورد راز ختم نبوت

40 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق 

گذشته از انبيائی كه صاحب كتاب و شريعت و قانون نبوده و تابع يك‏  پيغمبر صاحب كتاب و شريعت بوده‏اند ، مانند همه پيامبران بعد از  ابراهيم تا زمان موسی و همه پيامبران بعد از موسی تا عيسی ، پيامبران‏  صاحب قانون و شريعت نيز بيشتر مقررات پيامبر پيشين را تاييد می‏كرده‏اند  . ظهور پياپی پيامبران تنها معلول تغيير و تكامل شرايط زندگی و نيازمندی‏  بشر به پيام نوين و رهنمايی نوين نيست ، بيشتر معلول نابوديها و تحريف‏  و تبديل‏های كتب و تعليمات آسمانی بوده است .  بشر چند هزار سال پيش نسبت به حفظ مواريث علمی و دينی ناتوان بوده‏  است ، و از او جز اين انتظاری نمی‏توان داشت . آنگاه كه بشر می‏رسد به‏  مرحله‏ای از تكامل كه می‏تواند مواريث دينی خود را دست نخورده نگهداری‏  كند ، علت عمده تجديد پيام و ظهور پيامبر جديد منتفی می‏گردد و شرط لازم (  نه شرط كافی ) جاويد ماندن يك دين ، موجود می‏شود .  آيه فوق به منتفی شدن مهمترين علت تجديد نبوت و رسالت از تاريخ نزول‏  قرآن به بعد اشاره می‏كند ، و در حقيقت ، تحقق يكی از اركان ختم نبوت را  اعلام می‏دارد .  چنانكه همه می‏دانيم در ميان كتب آسمانی جهان تنها كتابی كه درست و به‏  تمام و كمال دست نخورده باقی مانده قرآن است . بعلاوه ، مقادير زيادی از  سنت رسول به صورت قطعی و غير قابل ترديد در دست است كه از گزند  روزگار مصون مانده است . البته بعد توضيح خواهيم داد كه وسيله الهی‏  محفوظ ماندن كتاب آسمانی مسلمين ، رشد و قابليت بشر اين دوره است كه‏  دليل بر نوعی بلوغ اجتماعی انسان اين عهد است .  12

در حقيقت ، يكی از اركان خاتميت ، بلوغ اجتماعی بشر است به حدی كه‏  می‏تواند حافظ و نگهبان مواريث علمی و دينی خود باشد و خود به نشر و  تبليغ و تعليم و تفسير آن بپردازد . درباره اين مطلب بعد بحث خواهيم‏  كرد .  در سراسر قرآن اصرار عجيبی هست كه دين ، از اول تا آخر جهان ، يكی‏  بيش نيست و همه پيامبران بشر را به يك دين دعوت كرده‏اند . در سوره‏  شوری آيه 13 چنين آمده است :  « شرع لكم من الدين ما وصی به نوحا و الذی اوحينا اليك و ما وصينا به‏  ابراهيم و موسی و عيسی ».  خداوند برای شما دينی قرارداد كه قبلا به نوح توصيه شده بود و اكنون بر  تو وحی كرديم و به ابراهيم و موسی و عيسی نيز توصيه كرديم .  قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران از آدم تا خاتم مردم را  بدان دعوت می‏كرده‏اند " اسلام " می‏نهد . مقصود اين نيست كه در همه‏  زمانها به اين نام خوانده می‏شده است ، مقصود اين است كه دين دارای‏  حقيقت و ماهيتی است كه بهترين معرف آن ، لفظ " اسلام " است . در  سوره آل عمران ، آيه 67 درباره ابراهيم می‏گويد :  « ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما » .  ابراهيم نه يهودی بود و نه نصرانی ، حق جو و مسلم بود .  و در سوره بقره آيه 132 درباره يعقوب و فرزندانش می‏گويد :  13

« و وصی بها ابراهيم بنيه و يعقوب يا بنی ان الله اصطفی لكم الدين فلا  تموتن الا و انتم مسلمون ».  ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود چنين وصيت كردند : خداوند برای شما  دين انتخاب كرده است ، پس با اسلام بميريد .  آيات قرآن در اين زمينه زياد است و نيازی به ذكر همه آنها نيست .  البته پيامبران در پاره ای از قوانين و شرايع با يكديگر اختلاف‏  داشته‏اند . قرآن در عين اينكه دين را واحد می‏داند ، اختلاف شرايع و  قوانين را در پاره‏ای مسائل می‏پذيرد . در سوره مائده آيه 48 می‏گويد :  « لكل جعلنا منكم شرعه و منهاجا ».  برای هر كدام ( هر قوم و امت ) يك راه ورود و يك طريقه خاص قرار  داديم .  ولی از آنجا كه اصول فكری و اصول عملی كه پيامبران به آن دعوت‏  می‏كرده‏اند يكی بوده و همه آنان مردم را به يك شاهراه و به سوی يك هدف‏  دعوت می‏كرده‏اند ، اختلاف شرايع و قوانين جزئی در جوهر و ماهيت اين راه‏  كه نامش در منطق قرآن " اسلام " است تاثيری نداشته است . تفاوت و  اختلاف تعليمات انبياء با يكديگر از نوع اختلاف برنامه‏هايی است كه در  يك كشور هر چند يك بار به مورد اجرا گذاشته می‏شود و همه آنها از يك‏  قانون اساسی الهام می‏گيرد . تعليمات پيامبران در عين پاره‏ای اختلافات‏  مكمل و متمم يكديگر بوده است .  14

 

اختلاف و تفاوت تعليمات آسمانی پيامبران از نوع اختلافات مكتبهای‏  فلسفی يا سياسی يا اجتماعی يا اقتصادی كه مشتمل بر افكار متضاد است‏  نبوده است ، انبياء تماما تابع يك مكتب و دارای يك تز بوده‏اند .  تفاوت تعليمات انبياء با يكديگر ، يا از نوع تفاوت تعليمات كلاسهای‏  عالی‏تر با كلاسهای دانی‏تر ، يا از نوع تفاوت اجرائی يك اصل در شرايط و  اوضاع گوناگون بوده است .  می‏دانيم كه دانش آموز در كلاسهای بالاتر نه تنها به مسائلی بر می‏خورد كه‏  قبلا به آنها به هيچ وجه بر نخورده است ، بلكه تصورش درباره مسائلی كه‏  قبلا ياد گرفته و در ذهن كودكانه خود به نحوی آنها را تجسم داده است‏  احيانا زير و رو می‏شود . تعليمات انبياء نيز چنين است .  توحيد ، اصل و سنگ اول ساختمانی است كه پيامبران دست در كار ساختنش‏  بوده‏اند ، اما همين توحيد درجات و مراتبی دارد . آنچه يك عامی به نام‏  خدای يگانه در ذهن خود تجسم می‏دهد با آنچه در قلب يك عارف تجلی می‏كند  يكی نيست . عارفان نيز در يك درجه نيستند . ( اگر ابوذر بر آنچه در  قلب سلمان است آگاه گردد ، گمان كفر به او می‏برد و او را می‏كشد ) ( 1 )  .  بديهی است كه آيات اول سوره حديد و آخر سوره حشر و سوره " قل هو  الله احد " برای بشر چند هزار سال پيش - بلكه بشر هزار سال پيش - قابل‏  هضم نبوده است . تنها افراد معدودی از اهل توحيد خود را به عمق اين‏  آيات نزديك می‏نمايند . در آثار اسلامی وارد شده   پاورقی :  . 1 " لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله » " سفينه البحار ،  ماده ( ذر ) .

خرید آنلاین