تحقيق در مورد احكام روزه،انفاق،ازدواج و طلاق

تحقيق در مورد احكام روزه،انفاق،ازدواج و طلاق

تحقيق در مورد احكام روزه،انفاق،ازدواج و طلاق

73 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ بخشي از تحقيق 

5-1-2-1-روزه، حكم مشترك خدا در امتهاي گذشته و حاضر:

«يا ايهاالذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون»[1]:

«اي اهل ايمان بر شما هم روزه داشتن فرض گرديد چنانكه امم گذشته را فرض شد و اين دستور براي آن است كه پاك و با تقوا شويد.»

در اين آيه، علاوه بر آنكه بر اصل وجوب روزه گرفتن براي مؤمنين و مسلمين اشاره شده به دو نكتة مهم ديگري هم اشاره شده است: نخست آنكه به روزه بعنوان حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتهاي گذشته نگريسته شده و اينكه، روزه تنها اختصاص به اسلام ندارد بلكه براي اديان گذشته نيز تشريع شده بود و اين علاوه بر آنكه اهميت روزه گرفتن را در شريعت الهي روشن مي كند، به اشتراكات موجود در اديان الهي از جمله روزه، اشاره مي كند كه چگونه اديان توحيدي در مواضع و احكام گوناگوني با يكديگر مشتركند و اين خود، توحيدي بودن دين شما را تثبيت مي كند كه همة احكام از جانب يك شارع، تشريع شده است.

دوم آنكه، به حقيقت و آثار روزه اشاره شده كه ثمره و حقيقت روزه، تقوا و پرهيزگاري شماست كه ببينيد چگونه با نفس و مشتقيات نفساني خويش به مبارزه بر مي خيزد. بنابراين مي توان گفت، مطابق بيان اين آيه، روزه، يعني تمرين تقوا.

 

5-1-2-2-احكام روزه:

«اياماً معدودات فمن كان منكم مريضاً او علي سفر و غده من ايام اخر و علي الذين يطيقونه فديه طعام مسكين فمن تطوع خيراً فهو خيرُ له له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون- شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضاً او علي سفر فعده من ايام اخر يريدالله بكم اليسر و لا يريدكم لكم العسر و لتكملوا العده و لتكبروا الله علي ما هديكم و لعلكم تشكرون»:[2]

«روزهايي به شمارة معين روزه داريد (تمام ماه رمضان) و هركس از شما كريض باشد يا مسافر به شمارة آن از روزهاي آن از روزهاي غير ماه رمضان، روزه دارد و كساني كه روزه را به زحمت و مشقت توانند داشت، عوض هر رود خدا دهد يك مد طعام آنقدر كه فقير گرسنه اي سير شود و هركس بر نيكي بيفزايد اين رفتار بسيار براي او بهتر است و روزه داشتن شما را از هركار بهتر خواهد بود اگر فوائد بيشمار اين عمل را بدانيد. ماه رمضان، ماهي است كه قرآن در آن نازل نازل شده است براي هدايت بشر و براي راهنمايي و امتياز حق از بازل پس هركه دريابد ماه رمضان را روزه بدارد و هركس مريض يا در سفر باشد به شمارة آنچه روزه خورده است از ماههاي ديگر روزه دارد كه خداوند براي شما حكم را اسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است تا اينكه عدد روزه را تكميل كرده خدا را به عظمت ياد كنيد كه شما را به دين اسلام هدايت فرمود كه از اين نعمت بزرگ سپاسگذار گرديد.»

در اين قسمت از آيات، هم به احكام و شرايط روزه گرفتن و هم به احكام مكلفين پرداخته شده است. توضيح آنكه، در آية نخست، به طول مدت روزه يعني يك ماه كامل و همچنين كساني كه توان روزه گرفتن ندارند از قبيل مريض و نيز مسافر و احكام جبراني آنها اشاره شده و در آية دوم، به اين نكته اشاره شده كه آنان كه در ايام ماه رمضان توان و شرايط روزه گرفتن را ندارند و در ايام و ماههاي ديگر به جبران آن مي‌‌پردازند. آنگاه در ادامه، چنين بيان شده كه هدف از تشريع روزه از ناحية خداوند، عسر و به سختي افكندن شما نيست بلكه خداوند حكم آسان را براي شما مي خواهد. و نشانة و دليل همين كلام آن است كه خداوند روزه گرفتن شما در ماههاي ديگر يا جبران آنرا به صورت فديه، برايتان جايز شمرده است و اين همان آسان گرفتن حكم است نه اعسار.

و در جاي ديگر، به طول زمان روزه در يك روز اشاره مي كند:

« كلوا و اشربوا حتي تبيين لكم الخيط الأبيض من الحيظ الأسود من الفجر ثم اتمّوا الصيام الي الليل»[3]:

« و رواست كه بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه خط سفيدي روز از سياهي شب در سپيده دم پديدار گردد پس از آن روزه را به پايان رسانيد تا اول شب»

و در برخي از آيات، از روزه بعنوان كفاره اي براي برخي از گناهان از چمله قتل غير عمدي[4]، قسم هاي قلبي[5] و عقيدتي و نيز ظهار[6] نام برده شده كه نقش جبراني براي گناهان فوق را ايفا مي كند.

 

5-1-2-3- نذر روزة مريم (س):

«فلكي و اشربي و قري عيناً فاما ترين من البشر احداً فقولي اني نذرت للرحمن صوماً فلن اكلم اليوم انيساً[7]»:

«پس از اين رطب تناول كن و از آب بياشام و چشم خود (به عيسي) روشن دار و هركس از جنس بشر را كه ببيني به او بگو براي خدا نذر روزة سكوت كرده ام و با هيچكس(تا روزه ام) سخن خواهم گفت.»

اين قسمت از آيات نيز به اصل وجود روزه در آيين يهود اشاره دارد كه بر اساس آن، مريم عذراء، براي سهولت زايمان خود، روزة سكوت نذر كرد. بنابراين، طبق بيان اين آيه، اصل روزه، اصل مشترك تمام اديان آسمان و الهي است.

مقايسه

1)مسأله روزة، از مسائل مشتركي است كه هم در قرآن و هم در اناجيل وارد شده است با اين تفاوت كه در اناجيل اين موضوع به اختصار و اجمال و تقريباً در حد ذكر عنوان بيان شده در حالي كه در قرآن كريم، مسأله روزه به تفصيل بيان شده و احكام و شرائط، طول مدت و نيز مكلفين و معذورين از روزه مورد بررسي قرار گرفته اند.

2)قرآن كريم، صراحتاً روزه را بعنوان اصل و حكم مشترك خداوند در ميان تمام امتها معرفي مي كند و در اين راستا، نذر كردن مريم را روزه سكوت را شاهدي بر اين مدعا، اعلام مي دارد و در حالي كه در اناجيل چهارگانه هيچ تصريح يا تلويحي مبني بر وجود حكم روزه بعنوان دستور مشترك خداوند براي امتهاي پيشين وجود ندارد.

3)در قرآن كريم، صراحتاً به وجوب روزه گرفتن پيروان اسلام اشاره شده است در حالي كه در گزارشهاي اناجيل هيچ گونه تصريح يا تلويحي مبني بر وجوب روزه گرفتن پيروان مسيح از زبان آن حضرت وجود ندارد.

4)در انجيل متي، از روزه گرفتن چهل شبانه روزي عيسي مسيح، سخن به ميان آمده كه در قرآن كريم، هيچ سخني از آن به ميان نيامده است. اگرچه قرآن كريم، اصل روزه را در ميان امتهاي پيشين تأييد و تأكيد مي كند.

5)در انجيل متي، در ضمن نصايح مسيح به پيروان خويش، به مسأله پرهيز از ريا در روزه داري، اشاره شده كه در قرآن كريم، از پرهيز از رياي در روزه داري سخني به ميان نيامده است. بلكه قرآن كريم شديداً پيروان خود را به پرهيز از رياي در نماز سفارش مي كند اگرچه به يك تعبيري، قرآن كريم، هر نوع ريايي در عبادات را تحريم مي كند.

6)در انجيل متي، دعا و روزه بعنوان شرط توفيق معرفي شده است كه در قرآن كريم، روزه، بعنوان تمرين تقوا بيان شده كه از رهگذر روزه، انسان به تقوا و مبارزه با هواي نفس نائل مي شود.

7)در قرآن كريم، از روزه به عنوان كفاره و جايگزيني باي برخي از گناهان نام برده شده كه در اناجيل چهارگانه هيچ گونه اشاره اي به اين موارد نشده است.

8)در قرآن كريم به زمان شروع و پايان وقت روزه و نيز ماه رمضان به عنوان فصلي(ماهي) مشخص و متعين براي انجام اين فريضة الهي، اشاره شده كه در اناجيل چهارگانه هيچ گونه اشاره اي به زمان ابتدا و انتهاي وقت روزه شده است.

5-2-1- انفاق

5-2-1-انفاق در اناجيل اربعه

از ديگر موضوعاتي كه در اناجيل چهارگانه به آن پرداخته شده و مي توان آنرا در ذيل احكام ]اجتماعي- اقتصادي[ گنجانيده موضوع انفاق و ذم ثروت اندوزي است چرا كه ثروت اندوزي باعث انباشت ثروت در است اقليت خواهد شد و به تبع آن، محرومين و نيازمندان جامعة روز بروز، فقيرتر خواهند شد بنابراين در تعليمات مسيح(ع) كه در انجيل هاي چهارگانه آمده است، آن حضرت پيروان خويش را به انفاق مال و دستگيري ثروتمندان از فقر تشويق نموده است و همواره بيان مي داشته است كه ثروتمندان و دولتمندان از چمله كساني هستند كه به سختي و كوشش فراوان، داخل در ملكوت خداوند مي شوند. در اين قسمت به موضوع«انفاق» در اناجيل اربعه مي پردازيم:

 

5-2-1-1- تشويق به كنج اندوزي در آسمان:

«گنجها براي خود بر زمين نيندوزيد جايي كه بيد و زنگ زيان مي رساند و جايي كه دزدان نقب مي زنند و دزدي مي نمايند. بلكه گنجها به جهت خود در آسمان بيندوزيد جايي كه بيد و زنگ زيان نمي رساند و جايي كه دزدان نقب نمي زنند و دزدي نمي كنند. زيرا هر جا گنج تو است دل تو نيز در آنجا خواهد بود.»(انجيل متي، باب ششم، 21-19)

اين قسمت از انجيل متي، اگرچه صريحاً پيروان خويش را به انفاق مال دستور نمي دهد و صريحاً چنان ثروت اندوزي را ذم و نكوهش مي كند كه مي توان از مفهوم مخالف آن، موضوع انفاق مال در راه خداوند را استنباط كرده توضيح آنكه در اين قسمت از كلام مسيح، ثروت اندوزي و كنج اندوزي بر زمين به شدت ذم و نكوهش شده و در عوض، ثروت اندوزي در آسمان شديداً ترغيب و تحسين شده است و در عين حال براي هر حالتي هم، علت ذم و يا حسن آنرا بر مي شمارد. از يك سو بر اين فراز از بيانات عيسي مسيح(ع) چنين آمده است كه از گنج اندوزي براي خود در روي زمين به شدت بپرهيزيد زيرا كه گنج اندوزي در زمين، همواره با دو آفت مواجه است: يكي آنكه، زمين همواره از اين خاصيت برخوردار است كه كالاهاي در آن، دچار بيد و زنگ مي شوند و هر جا كه بيد و زنگ باشد، زيان ضرر، متوجه صاحب كالا مي شود. ديگر آنكه زمين، به گونه اي است كه كالاها و دفينه هاي آن، مورد نقب و دزدي دزدان و راهزنان مي شود، بنابراين هيچگاه زمين از اين دو آفت، مصون و محفوظ نمي باشد، پس، گنج اندوزي در زمين، سزاوار و عقلايي نمي باشد.

از سوي ديگر، پيروان خويش را به گنج اندوزي براي خود در آسمان، تشويق و ترغيب مي نمايد و چنين مي فرمايد كه گنجها براي خود در آسمان بيندوزيد و زير و علت آنرا، چنين بر مي شمارد كه آن دو آفت موجود در زمين، هيچگاه در آسمان وجود ندارد زيرا كه آسمان جايي است كه بيد و زنگ در آنجا به كالاي ارزشمند، زيان و ضرري نمي رساند و ثانياً مهمتر آنكه، آسمان جايي است كه دست هيچ دزدي بدانجا نمي رسد و هيچ دزدي نمي تواند دفينه هاي در آسمان را مورد دزدي و نقب قرار دهد. بنابراين، گنج اندوزي براي خود در آسمان، بسي سزاوارتر و عقلاني تر است تا در زمين، آنگاه در ادامه، چنين استدلال مي كند كه هر كجا، گنج توست، دل تو نيز در آنجا خواهد بود. يعني اينكه: چنانچه گنج تو در زمين باشد، دل تو نيز در زمين خواهد بود ولي اگر گنج تو در آسمان باشد، دل تو نيز در آسمان خواهد بود و كداميك بهتر خواهد بود دل زميني يا دل آسماني؟

نكتة جالب و قابل تأملي كه نبايد فقط به ظاهر آن توجه كرد در اين عبارت است كه مي فرمايد«بلكه گنجها به جهت خود در آسمان بيندوزيد» كه اشارة مستقيمي به موضوع انفاق مال در راه خدا دارد زيرا كه وقتي شما، مالي را در راه خدا انفاق مي‌كنيد، از همين انفاق، گنج براي خود در آسمان مي اندوزيد كه هيچ آفتي به آن نمي رسد. بنابراين مسيح، انفاق مال در راه خدا را به منزله اندوختن گنجي در آسمان مي داند كه از دست بيد و زنگ و نيز دزدان، مصون و محفوظ خواهد ماند. خلاصه آنكه، در اين قسمت از انجيل متي، هر نوع گنج اندوزي، زد و نفي نشده است بلكه چنانچه گنج اندوزي در آسمان براي خدا انجام پذيرد، نه تنها، مذموم نيست بلكه امري پسنديده و مطلوب نيز مي باشد.»

 


خرید آنلاین