تحقيق در مورد ساختار خانواده

تحقيق در مورد ساختار خانواده

تحقيق در مورد ساختار خانواده

42 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق 

مطالعات مربوط به خانواده ، به طور كلي چهار مرحله را پشت سر گذاشته است :

1) مرحله نظريه هاي فلسفي و اخلاقي : در اين دوره نظريه هاي مربوط به خانواده ، بيشترين جنبه اخلاق و فلسفي داشتند و خانواده و مسائل آن از ديدگاه فلسفي و اخلاقي ( مانند عشق و عدالت ) مورد بررسي قرار مي گرفتند . نمونه اي از آراي مربوط به اين مرحله ، آثار افلاطون در غرب و فارابي و غزالي در شرق است . اين دوره تا سده هجده ادامه داشتند و با ظهور انديشمندان اجتماعي نظير اگوست كنت [1] و پروردن [2] يافته است .

2) مرحله تحقيقات مربوط به نظريه هاي بزرگ : در اين دوره خانواده نيز مانند پديده ها و مسائل ديگر ، در سطح وسيع و با ديدي جامع و تاريخي بررسي مي شد . در اين مرحله نظريه هاي بزرگي از جانب جامعه شناسان و مردم شناسان عرضه شده است . نخستين بار ، در اين مرحله بود كه از خانواده همچون « نهادي اجتماعي و تاريخي » سخن به ميان آمد . از صاحب نظران اين مرحله مي توان مورگان [3] ، باخوفن [4] ، مك لنان [5] ، و ديگران را نام برد . به نظر آنان ، خانواده نهادي است اجتماعي و تاريخي ، از اين رو ساخت و كاركرد آن به درجه رشد اجتماع كل بستگي دارد.

3)مرحله تحقيقات تجربي: اين مرحله كه مي توان آن را واكنش در برابر كلي گرايي دورة نظريه هاي بزرگ دانست ، مرحله اي بود كه مسائل جزئي (تجربه گرائي) تمايل نشان مي داد . اين مرحله در فرانسه با آثار لوي استروس[6] و در آمريكا با تحقيقات ارنست برحبس[7] شروع شد و پس از جنگ جهاني اول گسترش يافت. (اردلان، 1353 ص1).

4) مرحله نظريه هاي متوسط: در اين مرحله كه مي توان آن را تركيبي از مرحلة نظريه هاي بزرگ و مرحله تجربي دانست ، نظريه هاي بزرگ كلي و نظريه هاي كوچك تجربي كنار گذاشته مي شوند و نظريه هايي ميانه با برد متوسط مطرح مي گردند. نظر اصلي است كه از تصميمها و قوانين تجربي در سطح متوسط بهره جويي شود . از انديشه پردازان اين مرحله مي توان تالكوت پارسونز [8] و رابرت مرتن [9] را نام برد .

                                   ( تقوي ، نعمت الله . (1381 ) ، جامعه شناسي خانواده ، انتشارات پيام نور ، تهران ).

مرداك خانواده را گرو اجتماعي خاصي مي داند كه داراي محل سكونت واحد ، فعاليت اقتصادي مشترك ، و كاركرد تجديد نسل است . به نظر وي ، خانواده از افراد بالغي مركب از دو جنس تركيب مي يابد كه حداقل دو نفر از آنها

 

 

داراي روابط جنسي هستند . در اين خانواده كودكاني واقعي يا سر راهي نيز ديده مي شوند (مرداك ، 1965ص1). خانواده را مي توان سازمان اجتماعي محدود و نهاد سازنده اي دانست كه از طريق ازدواج تشكيل مي شود .

                                                          ( فرجاد ، 1355 ص 110 ) . ( به نقل از نعمت الله تقوي 1381 ).

نگرش مربوط به سازمان خانواده :

در واقع تمام نگرشهايي كه در محيط اجتماعي را در اختلالهاي رفتاري مؤثر مي شناسد ، بر اهميّت تأثير خانواده ازعان دارند . امكان دارد ديدگاههاي مختلف شرح دهند چگونه ، عامل خانواده مي تواند ( براي مثال ، تعارض هاي ميان كودك و والدين ) در مشكلات دوران كودكي ( پرخاشجويي يا تخليه هيجاني ) سهيم باشد . عوامل مربوط به خانواده ممكن است در جلسه هاي درمان كودك مورد توجه قرار گيرد ، يا اينكه درمانگر ، والدين كودك را جداگانه ملاقات كند . امكان دارد از اعضاي خانواده به تناوب درخواست شود كه در جلسه هاي درمان شركت كنند تا بدين وسيله به تغيير رفتار كودك كمك شود . متخصصان باليني ، از جلسه هاي درمان با حضور اعضاي خانواده بصورت روز افزوني استفاده كرده اند . با اين حال اكثر اين نگرشها ، توجه شان همچنان بر روي كودك است ، و نقش خانواده را تنها در كمك به كودك براي تغيير رفتار مي دانند .

با اين حال ، نظريه پردازان نظامهاي  خانواده به تأثيرات خانواده به گونه اي متفاوت مي نگرند . به رغم آنكه اين امر به يك نظرية واحد منحصر نمي شود ، قضيه اصلي اين است كه ، خانواده پيچيده تر از آن است كه مجموعة بخشهاي آن نشان مي دهد ( بوئن Bowen ، 1980 ).

خانواده نظام اجتماعي پيچيده اي است كه به كودك « هويت يك بيمار » را مي دهد . مجموعة عوارضي كه كودك خود نشان مي دهد نيز در برقراري اين نظام نقش دارد . براي درمان كودك از چنين ديدگاهي بايد بيشتر مسألة خانواده و شيوه هاي ارتباط اعضا ، مورد توجه قرار گيرد ، تا رفتارهاي كودك و واكنشهاي والدين از اين رو ، در اين ديدگاه دو برداشت كليدي وجود دارد: نظرية غير خطي نظامهاي تأثيرات خانواده ، و توجه به خانواده نه به فردبه عنوان هستة مشكل. اكثر توضيحاتي كه دربارة تأثيرات خانواده وجود دارد ، خطي است ، يعني الف دليلي است براي ب براي مثال : ممكن است استدلال شود فشاري كه از جانب خانواده بر كودك مبتلا به مشكل رواني يا زيستي وارد مي آيد ، بيماري روان تني خاص در وي ايجاد مي كند . ديدگاه مربوط به سازمان خانواده برعكس ، نظرش اين است كه ارتباط بخشهاي خانواده بر شكل دايره است . شكل 5-3 نشان مي دهد كه چگونه ديدگاه مينوچين (minuchin) ، كه يك درمانگر نظامهاي خانواده اي است ، دربارة مشكل بيماري روان تني با آن چه كه دو مدل خطي بالا آمد ، تفاوت دارد. بحث اصلي ديدگاه سازمان خانواده اين است كه رفتار هر كودك را نمي توان به مسائل زيستي يا صرفاً به «واكنش» در برابر عوامل خارجي نسبت داد. بلكه ، ديدگاه مبتي بر سازمان خانواده مي گويد كه كودك درگير يك « رابطه متقابل» با سازمان خانواده است ، و اين تأثيرات متقابل نظام خانواده است كه مشكل ساز است ، و عوارض رفتاري را در كودك تداوم مي بخشد.

ديدگاه سازمان خانواده تنها از يك نگرش تشكيل نشده است ، بلكه نگرشهاي متفاوتي از جانب بوئن ، هالي ، ويك لنر ، واتزلاويك ( watziawick) ، سلويني (selvini) ، پاتلازولي ، مينوچين و ديگران ارائه شده است.

(ريتاويكس – نلسون، آلن سي.ايزرائل- نام خانوادگي مترجم : محمد تقي منش طوسي 148 سال انتشار 1371)

زماني كه محبت از ساخت خانواده به ميان مي آيد، فكرها متوجة خانواده هايي مي شود كه از دو شخص ، يعني پدر و مادر و كودكان تشكيل شده است. با اين حال ، حدود 16 درصد از خانواده را تنها يك سرپرست اداره مي كند . (ساس من sussman . 1978) ، و از هر شش كودك زير 18 سال يك نفر از آنها در خانواده اي زندگي مي كند كه تنها يك سرپرست دارد (بران فن برنر ، 1978 ) . در اكثر موارد مادر است كه به دليل مرگ يا جدايي از پدر سرپرستي خانواده را عهده دار است . فقدان پدر چه اثري بر كودك دارد ؟ تحقيق نشان مي دهد كه بر عملكرد هوش ، سازگاري وي با اجتماع ، و در مورد پسرها شناخت نقش جنسيّت ، و در مورد دخترها در رفتار اجتماعيشان اثر منفي مي گذارد (بيلر Biller ، 1974 ؛ هيتر نيگتون Hetherington ، 1972 ؛ لين Lynn ، 1974 ، شين shinn ، 1978 ، يانگ youny ، و پاريش parish ، 1977 ) . با وجود اين ، سن كودك ، مدت غيبت پدر ، علت عدم حضور وي ، و نحوة انطباق خانواده با عدم حضور پدر ، همه در اين امر نقش دارند . فقدان پدر ، چگونگي حضور قبلي وي ، و كيفيت ازدواج همگي در بروز علل طلاق نيز مربوط مي شود . حضور دو سرپرست در خانواده تنها زماني بهتر از يكي است كه ازدواج پدر و مادر و روابط والدين و كودك مطلوب و در حد معيارهاي معين باشد .   

  (ريتاويكس – نلسون، آلن سي.ايزرائل- نام خانوادگي مترجم : محمد تقي منش طوسي 148 سال انتشار 1371)                                                                                                                                                 

سازگاري خانواده :

تولد يك كودك معلول مي تواند براي خانواده واقعه اي ناگوار باشد ؛ (هاگامن 1980 – 1978 ) برخي مسائل مربوط به واكنشها و سازگاري در برابر كودك عقب مانده را مورد بحث قرار داده است . بي ترديد ، در ابتدا واكنش ها به انتظاراتي معطوف مي شود كه از كودك بدنيا آمده انتظار مي رفته است . اكثر والدين انتظار دارند كه كودكاني جذاب ، تيز هوش ، تندرست ، شادودوست داشتني داشته باشند . والدين كودك معلول نه تنها براي انتظارات بر باد رفتة خود افسوس مي خورد، بلكه اغلب با فشارهاي بسيار رواني و اقتصادي نيز روبرو هستند . خانواده ها در سازگاري و انطباق خويش با كودك عقب مانده ، ظرفيت هاي متفاوتي دارند . سازگاري خانواده به عوامل متعددي بستگي دارد . شايد مؤثرترين آنها دامنة محدوديت كودك عقب مانده باشد – عقب مانده هاي متوسط و شديد به برنامه ريزي و مراقبت و نظارت شديد بر سرتاسر عمر نيازمندند ؛ در مورد عقب مانده هاي خفيف تا مدتهاي دراز،

والدين در اضطراب و هراس وجود يا عدم نارسايي به سر مي برند . سازگاري خانواده همچنين دسترس بودن و كيفيت خدمات تخصصي تأثير مي پذيرد . اكثر كودكان عقب مانده سرانجام با بسياري از متخصصان گوناگون سروكار پيدا خواهند كرد و طرز برخورد اين متخصصان و توانايي هاي آنها پيوسته در فهم تصميم ها ، و پذيرش كودك از جانب والدين تأثير خواهد گذارد . عوامل مهم ديگري چون روابط زناشويي ، اعتقادات مذهبي ، ميزان تحصيلات و سطح هوش والدين ، و اندازه و ساخت خانواده ، و وضعيت اقتصادي – اجتماعي هم در اين سازگاري نقش دارند .

 (ريتاويكس – نلسون، آلن سي.ايزرائل- نام خانوادگي مترجم : محمد تقي منش طوسي 148 سال انتشار 1371)

خانواده از هم فرو پاشيده و اختلال هاي رفتاري :

استقبالي كه عموم مردم از فيلم « كرام عليه كرام » ( برنده جايزه اسكار ) به عمل آوردند ، نمايانگر نگراني عموم ، از اثراتي است كه جدايي پدر و مادر بر كودكان دارد . اين نگراني بحق است . طبق ارقام منتشر شده از سوي دفتر سرشماري ، بين سالهاي 1970 تا 1980 شمار خانواده هايي كه در آنها فقط يكي از والدين حضور دارند 79 درصد افزايش نشان مي دهد ( اِمِري ، 1982 ) . اين افزايش بيشتر به علت بالا رفتن ميزان طلاق بوده است .

طلاق يا مرگ پدر ، هردو خانواده هاي تك سرپرست به وجود آورد كه بسياري از مسائل آنها يكي است . در حين حال ، احتمالاً بين اين دو تفاوتهاي كليدي نيز وجود دارد – از جمله واكنش هاي اجتماعي نسبت به اين دو احتمالاً متفاوت است ، و در حمايت از خانواده تأثير مي گذارد . واكنش مادر در برابر طلاق نيز مي تواند براي كودك مدل خشم و دشمني باشد كه در برخورد با زندگي از آن استفاده مي كند ؛ در حالي كه احتمال مي رود در پي مرگ ، واكنش افسردگي و گوشه گيري مدل قرار گيرد ( فِلنِر ، استول برگ و كوِن ، 1975) ؛ روشن است همة كودكاني كه در خانواده هاي از هم فرو پاشيده رشد مي كنند دچار مشكل نمي شوند و احتمالاً كودكاني كه در خانواده هاي تك سرپرست ، كه خوب اداره مي شوند رشد مي يابند ، در مقايسه با كودكاني كه در خانواده هاي هسته اي مملو از تعارض بزرگ مي شوند ، مشكلات سازگاري كمتري خواهند داشت ( ناي Nye ، 1975؛ پورتر porter و اُولري ، 1980 ؛ راتر ؛ 1971 ) .

(ريتاويكس – نلسون، آلن سي.ايزرائل- نام خانوادگي مترجم : محمد تقي منش طوسي 148 سال انتشار 1371)

سامنر و كلر خانواده راميناتوري از سازمان اجتماعي مي دانند كه دست كم شامل دو نسل و مبتي بر ارتباط خوني است ( كنيگ ، 1349 ص 227 ) . به نظر لوي استروس ، خانواده يك واحد اجتماعي است كه اساس آن بر ازدواج نهاد شده است ( اردلان ، 1353 ص 2 ) . بررسي تعريفها نشان مي دهد كه در مورد تعريف خانواده توافق كاملي وجود ندارد . (تقوي ، نعمت الله (1381) ، جامعه شناسي خانواده ، انتشارات پيام نور ، تهران ) .

طبقه بندي خانواده :

خانواده از نهادهايي است كه با وجود دگرگونيهاي زيادي كه در طول تاريخ برخود ديده ، موجوديت خود را حفظ كرد. و تا امروز باقي مانده است . اگرچه در تمام جوامع پيشين و جامعه هاي معاصر جهان به گونه هايي از خانواده بر مي خوريم ، ولي به هر حال بعد وساير ويژگيهاي آن از جامعه اي به جامعه ديگر و از نظامي به نظام ديگر متفاوت است : خانواده اي كه در ايران وجود دارد دقيقاً خانواده اي نيست كه در كشورهاي صنعتي يا مثلاً هندوستان و چين و غيره ديده مي شود. در يك كشور واحد نيز خانواده هاي شهري با خانواده هاي روستايي و عشايري همانند نيستند. از اين رو براي شناخت بهتر و دقيقتر خانواده در گذشته و حال ، درك ويژگيهاي اساسي و اختلافهاي انواع واشكال خانواده در جوامع و نظامها و طبقات اجتماعي مختلف ناگزير از طبقه بندي آن هستيم .

معمولاً در طبقه بندي خانواده ها – مانند هر طبقه بندي ديگر تعدادي از ضوابط يا نشانه ها و شاخصهاي برجسته را به نحوي به كار مي روند كه در داخل هر طبقه بتوان بيش از يك وجه تشابه و اشتراك در بين خانواده هاي تشكيل دهنده آن طبقات يافت . در اين مورد مي توان نظام توليدي و اقتصادي ، نظام عاطفي و خويشاوندي ، نظامهاي اجتماعي و سياسي و حقوق را ، همچون منابطه هاي سودمند ، به كار گرفت . طرز انتخاب همسر ، ميزان وابستگي به شبكه خويشاوندي ، نقش زن و مرد ، و شغل رئيس خانوار را نيز مي توان همچون نشانه به كار برد . ميزان درآمد، روابط خويشاوندي ، وضع افراد و خانواده ها در سازمان توليد و حتي ميزان مهارت فني دهقانان نيز از اين جمله اند.


خرید آنلاین