تحقيق در مورد شهر و شهر نشینی در ایران

تحقيق در مورد شهر و شهر نشینی در ایران

 تحقيق در مورد شهر و شهر نشینی در ایران

112 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشي از تحقيق

اما در تحليل نهايي به دليل ضعف هاي ساختاري و بنيادي چون هم نواختي و عدم تنوع كافي اجتماعي شغلي ، عدم اتكاء بر مباني رشد اقتصادي منسجم و مبناي مصرفي دكتر توليدي اين سكونت گاهها در جايي بين شهر و روستا مي مانند . ميزان گرايش آنها به هر يك از ايندو ( شهر يا روستا ) تابعي از مرحله رشد ، سابقه قبلي سكونت گاه و مشخصات ساكنين است . به هر حال آنچه در حاشيه كلانشهر تهران اتفاق افتاده است پديده اي جديد در نظام اسكان در كشور است كه خود ريشه اي عميق در زير ساخت هاي شهرنشيني و شهرگرايي و روند شهري شدن در ايران دارد .

سيد محسن حبيبي در تبيين نظري چگونگي دگرگوني مجموعه هاي زيستي پيرامون كلانشهر به اين نكته توجه مي دهد كه دگرگوني اين مجموعه ها نه بر مبناي تحول در سازمان توليدي جامعه و تعريف اجتماعي ـ اقتصادي آن كه بر مبناي استحاله به يك جامعه مصرفي رخ داده است . اگر چه دگرگونيهاي مقدماتي و شكل گيري اين مجموعه هاي ناشي از ايجاد بازار كار در محورهاي منتهي به شهر بزرگ بوده است اما در سالهاي بعد ( بويژه دهه پنجاه به بعد ) آنها ناشي از وجود پول و روابط سودگرانه ناشي از آن در شهر بوده است . حبيبي و ديگران كاركردهاي عام مجموعه هاي زيست پيرامون كلانشهرها نكات زير را مورد تأكيد قرار داده اند :

  • ¨ اين مجموع ها از نظر اسكان جمعيت نقش خود را به خوبي ايفا كرده ند . آنها ضربه گير اصلي سيل مهاجرتها به شهر مادر هستند و در بسياي موارد در عين مجاورت با آن توانسته اند هويتي خاص براي خود و ساكنان فراهم آورند .
  • ¨ مجموعه اسلامشهر با كانونهاي زيستي خود در حال مشاركت قضايي با شهر تهران است . هر يك از اين كانونها مي توانند نقشي با معنا چه در پذيرش مهاجر در چه در توزيع فضايي فعاليتها و جمعيت باز مي كند .
  • ¨ شكل گيري و ظهور اين كانونهاي زيستي نه براي تشكيل كلان شهر ديگر ، بلكه در امتداد نيازهاي كلانشهر اصلي رخ ماده است .
  • ¨ كانونهاي زيستي متشكله اسلامشهر به گونه اي خود بخودي در خدمات رساني . به نقاط زيستي تحت نفوذ مستقيم خود با تهران شريك شده ند . شايد به اعتباري بتوان گفت كه اين كانونها نوشهرهايي هستند كه از طريق فرايندي كلاً غير كلاسيك در شرايط كشور ما ظهور كرده اند .
  • ¨ توسعه مجموعه هاي پيراموني عمدتاً ناشي از موقعيت ارتباطي نسبت به شهر اصلي ( مركزي ) و محورهاي فعاليت شهر است . آنها مكان خوابگاهها نيروي كار صنايع شهر مركزي و محورهاي فعال اقتصادي آنها محسوب مي شوند .

آنها همچنين مشخصات و ويژگيهاي مجموعه هاي سكونتي حاشيه كلانشهر را بر مبناي مطالعه مجموعه اسلامشهر به شرح زير بر شمرده اند :

  • ¨ خاستگاه مهاجرتي ، علل مهاجرت ، ويژگيهاي فرهنگي ، محلي و منطقه اي در سكني گزيني ، مجاورت و همجواري و از آنجا در تشكيل جامعه در خود و جدايي گزيني فرهنگي ـ اجتماعي و گهگاه اقتصادي مجموعه هايي چون اسلامشهر نقشي عهده دارد .
  • ¨ استحاله روستاهاي پيراموني به كانونهاي زيستي جديد سبب شكل گيري « جوامع در خود » مي شود كه خصيصه عهده آنها « خود اتكايي نسبي » ، ارتباط مستقيم با شهر بزرگ و نقاط كار مربوط بدان و عدم ارتباط مستقيم با يكديگر است . آنها با محدوده هاي مشخص كالبدي تعريف مي شوند . آنها عليرغم فاصله نزديك با 
    هم به سبب خصيصه اجتماعي خود ، ميلي به ادغام در يكديگر ندارند 
    . گو اينكه با تمركز جمعيت در يك نقطه مواجه ايم اما اين تمركز در درون خود تا متمركز است .
  • ¨ كانونهاي متشكله اسلامشهر در بسياري از موارد با تهران رابطه منسجم و در هم تنيده ندارند بلكه از نوعي خود محوري برخورداند . اين خود محوري / خود اتكايي در خود مجموعه هم مصداق دارد . اين كانونها در داخل خود هم « وابستگي متقابل » ندارند ، به هر يك از آنها در اتصال مستقيم با بند ناف تغذيه كننده كانون ( جاده تهران ـ ساوه ) در ارتباط با مكانهاي اشتغال قرار گرفته و درجه اين اتصال آن اندازه قوي است كه هيچگونه محوري موازي جاده ساوه جهت اتصال ثانوي كانونها شكل نگرفته است . اين امر بيش از آنكه كالبدي باشد ، برخاسته از ويژگيهاي فرهنگي و خود اتكايي كانونهاست .
  • ¨ نظارت اجتماعي غير رسمي ، هويت اجتماعي ـ فرهنگي خاص هر كانون ، جابجايي روزانه به محل كار . موجب نوعي جدايي گزيني اجتماعي كانونهاي زيستي و خصوصيت يافتن هر چه بيشتر آنها شده و منجر به نوعي امنيت رواني ـ اجتماعي و همبستگي و هم ياري در همه زمينه ها مي شود .
  • ¨ در تقسيم كار بين شهر و روستا گو اينكه آنها نقش واسط را بازي مي كنند اما بيشتر ميل به دومي ( روستا ) دارند . طرح مجموعه شهري تهران در رابطه با نقش ، عملكرد و نيز ويژگيهاي سكونت گاههاي غير رسمي نكات زير را مورد تأكيد قرار داده است :
  • ¨ سكونت گاههاي غير رسمي از نظر تركيب اجتماعي جمعيت ، اجتماعاتي غيرمتعارف و فاقد تنوع اجتماعي محسوب مي شوند . بررسي تركيب اجتماعي جهت ساكن در شهرستانهاي اسلامشهر و روي حاكي از آن است كه حدود 60 درصد در گروههاي كارگري و 6 درصد كشاورز بوده و سهم كارفرمايان و متخصصان كمتر از 4 درصد بوده است .
  • ¨ در طول دهه گذشته ( 75 ـ 65 ) هم بافت نامتعارف و نامتعادل اجتماعي اين مجموعه ها تغيير چشمگيري نكرده است . اين پديده ناشي از تمركز فضايي و جغرافيايي فقر در منطقه و افزايش جدايي هاي اجتماعي ـ مكاني جمعيت است . به دليل كاهش فرصتهاي تحرك و ارتقاء اجتماعي و انباشت مشكلات فرهنگي ـ اجتماعي ناشي از فقر و محروميت ما شاهد عدم خود بسندگي اجتماعات و تشديد آن هستيم .
  • ¨ گر چه بررسيهاي طرح پيش داوريهاي موجود را در رابطه با « اشتغال كاذب » و 
    « غير مولد » ساكنين و عدم ادغام فرهنگي و اجتماعي آنها را با جامعه شهري به 
    دليل قوت فرهنگ قومي و روستايي ( نظريه كنار گذاشتگي اجتماعي ) تأئيد نمي كند .
  • ¨ مشخصه هاي مسكن برخاسته از عدم تنوع اقتصادي و خصلت پيراموني يا وابستگي اجتماعي و اقتصادي به مركز ( تهران ) مي باشد .
  • ¨ در اكثر كانونهاي جمعيتي پيراموني ، رشد كمابيش خود بخودي و پراكنده روئي باعث شده تا فضاي دروني اين كانونها مانعي بر سر راه شكل گيري مراكز تجاري اداري در خود آنها شده كه اين خود مانع خود بسندگي اقتصادي بوده و موجب ازدياد رفت و آمد به مركز يعني دوام وابستگي به مركز و در نتيجه عدم موفقيت در خود آنها شده است .
  • ¨ كانونهاي جمعيتي پيراموني ( حول فعاليتهاي بزرگ پايه اقتصادي منطقه شهري تهران ) داراي انسجام و پويايي دروني اقتصادي ـ اجتماعي نيستند و فضاي آنها به صورت غير رسمي ، بي قاعده و خودرو شكل گرفته است اجازه اين پويايي را به آنها نمي دهد . ( طرح مجموعه شهري تهران ؛ 1378 : 95 ـ 48 )

اعظم خاتم در مقاله « خانه و فضاي اجتماعي شهر » به بيان ارتباط ظريف ميان خانه به عنوان محل سكونت و فضاي شهري به عنوان بستر برقراري ارتباطات اجتماعي و شكل گيري حيات شهروندي اشاره كرده و در رابطه با سكونت گاههاي غير رسمي اين گسست ( بين خانه و حيات اجتماعي و فضاي شهر ) را به عنوان يك نقص اساسي ذكر مي كند . او معتقد است كه :

« در شهرهاي دوره انقلاب صنعتي زاغه نشيني كودكستان شهرنشيني محسوب مي شد . اما در كشورهاي در حال توسعه كه رشد شهر نشيني تقريباً معادل با حاشيه سكونت گاه شاهد چند نسل پي در پي مهاجرين است و عليرغم تحول دروني و رشد جمعيت در قياس با محلات فقير شهري فرصت بسيار كمتري براي آميزش طبقاتي ، فرهنگي و قومي عرضه مي كند و به علت فقدان تنوع اجتماعي ، راهيابي عناصر جديد مدتي به حيات عيني و ذهني ساكنين آن دشوار است . حضور ساختهاي اجتماعي سنتي در كنار روابط نوين اقتصادي ، جدايي اجتماعي را ، عليرغم ادغام اقتصادي در جامعه نو ، نشان مي دهد . در حالي كه بخش مهمي از ساكنان ، شاغلان بخش صنعت هستند و تعداد قابل توجهي در بخش خدمات اجتماعي شهر اشتغال دارند ، فقدان نهادهاي نوين ضامن امنيت اقتصادي چون بيمه بيكاري ، بازنشستگي و تأمين اجتماعي رسم طبيعي و عمومي تلقي مي شود و جاي آن را امنيت سنتي همجواري با قوم و خويش و هم ولايتي مي كرد . ( خاتم : 1372 : 65 و 64 )

خاتم بر مبناي بررسي هاي انجام شده در منطقه شهري تهران ويژگيهاي اسكان جمعيت را در اين منطقه را پراكندگي يكنواختي اجتماعي و خرد بودن الگوي اسكان ذكر كرده كه با كاهش امكان سكونت مهاجران در شهر تهران طي دو دهه اخير و شكل گيري مراكز صرفاً سكونت گاهي در پيرامون به وجود آمده اند . مقايسه ويژگي هاي اجتماعي مهاجرين ( نسل جديد ) با نسل هاي قبلي مهاجرين كه مدتي را در مناطق جنوبي تهران گذرانده اند حاكي از آنست كه فاصله اجتماعي مهاجران با شهر افزايش يافته است . نتيجه حـاشيه نشيني عقـب ماندگي از زنـدگي اجتماعي شهر و روند همگوني با آن است .

در نهايت خاتم نتيجه مي گيرد كه بين خانه شهر رابطه اي مدني برقرار است و محروم ماندن بخشي از جمعيت شهري از اين مدنيت حيات اجتماعي شهر را به پديده اي ناقص الخلقه و ناموزون تبديل مي كند .

جديدترين بررسي دو رابطه با « گسترش سكونت گاههاي خودرو اطراف كلانشهر تهران » نشان داده است كه :

  • ¨ اغلب ساكنين سكونت گاههاي مورد بررسي ( باقرآباد ، صالح آباد و خاتون آباد ) نه مهاجران تازه وارد روستايي كه شهرنشينان با سابقه اي هستند كه اغلب در منطقه كلانشهري تهران ساكن بوده اند ( حدود 55 درصد ساكنين ) بر اين اساس جابجايي درون منطقه كلانشهري الگوي غالب مهاجريت در اين سكونت گاههاست .
  • ¨ اغلب ساكنين سكونت گاههاي مورد بررسي در فعاليتهاي غير رسمي شاغل بوده و از نظر قشر درآمدي به خانوارهاي متوسط و متوسط پايين مطابق الگوي درآمدي سكونت گاههاي روستايي كشور تعلق دارند .
  • ¨ ارتباط عملكردي سكونت گاههاي مورد بررسي بيشتر با كلانشهر تهران و نه با منطقه روستايي است . ( زبردست ؛ 1379 : 26 )
  • ¨ پيران در سلسله مقالات پژوهشي آلونك نشيني در تهران مشخصات آلونك نشين ها را به شرح زير بر شمرده است :
  • از نظر فيزيكي مناطق آلونك نشين با مصالح نامتعارف و ناپايدار ( حلبي ، گل ، تخته ، نايلون و امثال آن ) ساخته شده است .
  • ساخت آنها بسيار كوچك و از نظر نور ، دفع فاضلاب و زباله و تأمين آب آشاميدن وضعيت بسيار نامناسبي دارند .
  • آلونك ها معمولاً در زمين غير بنا شده اند و به علت تصرف عدواني زمين سعي دارند تا خود را با دستگاه اداري ـ سياسي كشور همنوا نشان بدهند .
  • اكثر مهاجران آلونك نشين در بخش غير رسمي اقتصاد اشتغال دارند و از ثبات شغلي بي بهره اند .
  • اكثر آلونك نشين ها داراي مشاغل پارازيت خدماتي و فاقد مهارت بوده و معمولاً درآمدي پايين دارند .
  • درصد بالايي از آنها از وضع فعلي خود راضي بوده و مايل به برگشت به روستا نيستند .
  • آنها در مقابل منابع مشترك و مسائل جمعي سخت سازمان يافته و متحد عمل مي كنند و همبستگي بالايي دارند .
  • اكثراً از امكانات و خدمات عمومي شهري به صورت غير مجاز استفاده مي كنند .
  • قدرگرا و داراي انگيزه هاي محدودند .
  • با موطن خود در ارتباط دائمي هستند .
  • استعداد آسيب زايي ( اجتماعي ) آنها بيش از ساير بخشهاي شهر است اما انبوه تهيدستان شريف شهري در اين مجموعه زندگي مي كنند . ( پيران ؛ 1368 : 35 و 51 ـ 50 )

چنانكه ملاحظه مي شود بسياري از ويژگي هاي مورد اشاره اساساً در ارتباط با سكونتگاههاي خودروي محدودة كلانشهر در حال حاضر ( پس از 12 سالي از تاريخ بررسي ) صدق نمي كند و بخشي از آن نيز معلول تفاوت پديده آلونك نشيني درون شهري با سكونت گاه خودروي برون شهري است .

بديهي است مجموعه مباحث فوق الذكر كاملاً در تقابل با ديدگاههاي دو سه دهه پيش در رابطه با پديده حاشيه نشيني قرار مي گيرد كه اساساً پدپده را بدون ارتباط آن با زير ساخت هاي اقتصادي ـ اجتماعي نگريسته و معلول هاي را به عنوان مشخصات اين سكونت گاهها در مقطع زماني خود توصيف مي كند .

حسين شكويي در كتاب خود « حاشيه نشينان شهري » ويژگي هاي فيزيكي ، اجتماعي و فرهنگي جامعه حاشين نشين را در كشورهاي مختلف جهان بشرح زير توصيف 
مي كند :

  • ¨ محيط فيزيكي زاغه ها با فقدان تسهيلات بهداشتي و تراكم جمعيتي بايد كانون امراض مختلف است .
  • ¨ ساكنين زاغه ها متشكل از فراريان از قانون ، فقيران قانع ، رانده شدگان از اجتماع و مهاجرين بي خانمان هستند .
  • ¨ فرهنگ ساكنين با بي اعتنايي به مرگ ، اعتقاد به سرنوشت ، نگراني از آينده و علاقه به خشونت توصيف مي شوند .

.. كودكان خياباني و افزايش ناهنجاريهاي اخلاقي از جمله پديده هاي ناخوشايندي است كه در اثر گسترش حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ به وجود آمده است ..

 

 

 

 

 

3 ـ انطباق چارچوب نظري عام پژوهش بر شرايط ايران و منطقه شهري تهران

3 ـ 1 ـ تبيين سكونتگاههاي خودروي ايران از ديدگاه كلان نظري

  • ¨ چنانكه در ارتباط با ديدگاه مسئله گرا اشاره شد ، نظريات مبتني بر اين ديدگاه در ايران نيز اصولاً با ريشه ها و بنيادهاي پدپده درگير نشده و عمده مباحث خود را بر روي عوارض و پيامدهاي آن متمركز كرده اند : آنها در تحليل نهايي اختلاف از توسعه شهري و روستايي و فاصله درآمدي زياد شهر و روستا را و تفاوت فاصله درآمدي خانوارها با هزينه مسكن مهمترين عامل در شكل گيري آنچه كه آنها حاشيه نشيني اش مي نامند معرفي مي كنند و به شكل گيري جرم و جنايت ، فساد اجتماعي و عوارض مشابه ناشي از تمركز فرهنگ فقر در اين سكونتگاهها اشاره مي كنند و در هر حال اينگونه محلات و بخش هاي جدايي گزيده شهري را عارضه طبيعي شهرهاي جهان از جمله ايران مي دانند . ( شكويي 1356 ، قلعه گلابي و كازروئي 1360 . )

چنانكه ملاحظه مي كنيم مجموعه مباحث اين ديدگاه در ايران نيز نكته اضافه اي بر ادبيات جهاني ندارند .

  • ¨ در ايران اكثريت قريب به اتفاق ديدگاهها مبتني بر دسته نگرشهاي بنيادگرا هستند كه با گرايشهاي متفاوت اما نسبتاً هم سود پديده سكونتگاههاي خودرو را اصولاً از ديد ريشه ها و بنيادهايش در سه پارامتر عمده ( سه متغير مستقل ) شامل الگوي توسعه اقتصادي برون زا و سرمايه داري وابسته ، افزايش قيمت نفت و درآمدهاي سرشار نفتي و نيز اصلاحات ارضي و دگرگوني در نظام توليدي و شيوه هاي توليدي روستاها و جامعه روستايي دنبال مي كنند ؛ طيف گسترده اي از نظريات متكي به اقتصاد سياسي فضا با شهرنشيني و وابستگي و يا متأثر از آنها بر اين باورند كه اصولاً سرمايه داري شكل گرفته در ايران الگويي وارداتي و غير درون زا بوده و در برخورد با زير ساخت هاي كهن سرزمين تا سالها در هم نشيني با نظامهاي ما قبل خود بسر برده و به دليل موانع متعدد هيچگاه به سمت يك الگوي تمام عيار اقتصادي ميل نكرده و بلكه عدم رشد نهادها و روابط سرمايه داري و ادغام ناقص آنها با نظامات پيشين ، خود موجب بروز عوارض و پيامدهاي شهري بي شمار شده است ( سوداگر 1369 ، حاميان 1358 ، اشرف ؛ 1356 )

پيشي گرفتن مصرف از توليد ، گسترش فرهنگ مصرفي ، سوداگري و گردش پول و سرمايه به عنوان اساس زندگي شهري از مشخصه هاي سرمايه داري وابسته در ايران بوده ( حبيبي 1371 ، حاميان 1358 ، پيران 1374 . ) كه با افزايش قيمت نفت و سرازير شده دلارهاي نفتي به كشور عملاً معادله و توازن سابق بين شهر و روستا و نظام شهري ـ روستايي ـ عشيره اي را به نفع شهر بر هم زد ، بخش عمده اي از درآمدهاي نفتي به شهرها سرازير شد و در ايجاد زير ساخت ها و به خصوص خدمات و رشد مصرف و مصرف گرايي در شهرها و بخصوص تك شهرها دامن زد . از اين پس دلارهاي نفتي جاي مازاد اقتصاد كشاورزي و شباني را در فراهم آوردن بستر اقتصادي شهر و شهر نشيني گرفت و رابطه سه جامعه شهري ، روستايي و ايلي دچار دگرگوني بنيادي شد .( پيران 1374 ؛ حاميان 1358 ) آن همچنين به توسعه سرمايه داري وابسته مدد فراوان رساند ( سوداگر 1369 ) كه خود به وابستگي تمام عيار در ابعاد اقتصادي اجتماعي ، فرهنگي تكاثر ثروت در شهرها و گسترش فرهنگ مصرفي در آنها انجاميد . (حبيبي 1371 )

در مقابل با سر آمدن عمر هم نشيني نظام سرمايه داري با نظامات كشاروزي و شباني ( فئودالي ) پيشين و در قالب حركت اصلاحات ارضي از بالا عملاً روابط كهن ارباب و رعيتي بر هم ريخت و اما جايگزين مناسبي برابر آن نهاده نشد كه اين خود ضمن ادغام ناقص و گذار معيوب نظام مبتني بر كشاورزي سنتي و شيوه هاي فئودالي به شيوه هاي سرمايه اي موجب تخريب بنيانهاي زيستي و معيشتي روستائيان شده و سيل عظيم و بندكن جمعيت روستايي را به شهرها روانه كرد . ( حاميان 1358 ؛ سوداگر 1369 ؛ حبيبي 1371 ؛ پيران 1374 ) اما از آنجا كه بين حجم نيروي كار آزاد شده از كشاورزي و روستا و محمل هاي اشتغال ايجاد شده توسط نظام اقتصادي وابسته و مصرفي و خدماتي شهر موازنه اي وجود نداشت عملاً بخش قابل توجهي از نيروي كار جذب شده به شهر در بدنه و متن اقتصاد شهري قرار نگرفت و بلكه در مشاغل پارازيت ، پادوئي ، دلالي و واسطه گري مشغول گرديد . ( پيران 1374 ؛ حاميان  1358 ) .

از اين پس شاهد وابستگي و پيوستگي هر چه بيشتر روستا به شهر و دور باطل توسعه نيافتگي هر دو را شاهد هستيم به اين معني كه شهر به عنوان مكان واردات و تجارت كالاي وارداتي مركز گردش سودگرانه پول و سرمايه ( و نه توليد و فعاليت مولد ) است و روستا در وابستگي كامل با شهر قرار مي گيرد ( حبيبي 1371 )

و البته رونق بخش ساختمان و مشاغل تبعي ناشي از آن موجب جذب جمعيت هر چه بيشتر به شهر را شده و به دور باطل تمركز و تراكم در نخست شهرها داخل مي زند بدون آنكه زمينه جذب و ادغام جمعيت در متن اقتصاد و كالبد شهر فراهم آمده باشد . (حاميان و ديگران 1358 ؛ پيران 1374 ) .

تحت چنين شرايطي شاهد رواج و رونق سوداگري بر زمين و ساختمان هستيم و اقشار وسيعي از مردم كه نمي توانند در بازار رسمي مسكن شهري براي خود زمين و سر پناه بيابند به بازار غير رسمي زمين و مسكن رو ‌آورده و بحران مسكن كم درآمدهاي شهري خود را در شكل زاغه و آلونك نشيني مي نماياند ( پيران 1374 ) ؛ از طرفي هم به دليل گسترش كلانشهر بر اراضي كشاورزي پيرامون عملاً اين اراضي در معرض آماج سوداگري دلالان قرار گرفته و با ترتيبات غير رسمي تفكيك و واگذار مي شوند ( حبيبي 1371 )

ما نيز چنانكه در مبحث چارچوب نظري عام اشاره شد ، همين ديدگاه را در تبيين ريشه ها و بنيادهاي پديده سكونتگاههاي خودرو در ايران پذيرفته ايم اما بر اين باوريم كه بايستي تا ارائه راه حل نهايي و بنيادي جهت سازماندهي و بهسازي اين سكونتگاهها ساز و كارهاي و راه كارهاي متناسب بينديشيم .

  • ¨ در همين راستا نظريه توانمند سازي و بهسازي ـ سازماندهي ارائه شده از سوي جمعي از كارشناسان داخلي را مبني بر توانمندسازي و اتخاذ شيوه هاي مشاركتي در سازماندهي و بهسازي سكونتگاههاي خودرو مبتني بر بهره گيري از توانها و امكانات نهفته كم درآمد ها قبول داريم ( اطهاري و جواهريات 1379 ؛ خاتم 1374 : اطهاري و رفيعي 1374 ) اما بر اين باور هستيم كه اصولاً اين پديده چند بعدي را نبايد صرفاً به مسئله مسكن و بهسازي سكونت تقليل داد . در صورتي كه از بنيادها و ريشه هاي مسأله غافل بمانيم و سرچشمه هاي فقر ، كمبود مهارت و دانش فني ، اشتغال پايدار و دائم با درآمد مناسب و امثال آن را مورد توجه قرار ندهيم .

راه حلهاي موجود نيز مي تواند به گسترش دامنه خودرو نشيني و تثبيت آن به عنوان يك واقعيت طبيعي و بهنجار در شهر ايران منجر شود .

فصل دوم :

استان تهران

1 ـ موقعيت و وسعت

استان تهران با وسعتي بالغ بر 19196 كيلومتر مربع در موقعيت جغرافيايي 10 و 50 تا 10 و 53 طول شرقي و 52 و 34 تا 21 و 36 عرض شمالي در بخش مركزي شمال كشور قرار گرفته است .

استان تهران از شمال با استان مازندان و گيلان ، از خاور با استان سمنان ، از باختر از استانهاي قزوين و مركزي و از جنوب با استان قم همجوار مي باشد .

استان تهران داراي دوازه شهرستان ، 31 بخش ، 42 شهر و 73 دهستان مي باشد .

شهرستان هاي استان تهران عبارتند از : اسلامشهر ، ( كه داراي 2 بخش ، 2 شهر و 4 دهستان است ) ، دماوند ( كه داراي 2 بخش ، 4 شهر و 5 دهستان است ) ، رباط كريم ( كه داراي 2 بخش ، 3 شهر و 5 دهستان است ) ، ري ( كه داراي 3 بخش ، 4 شهر و 6 دهستان است 9 ، ساوجبلاغ ( كه داراي 5 بخش ، 3 شهر و 13 دهستان است ) ، شميرانات ( كه داراي 2 بخش ، 3 شهر و 3 دهستان است ) ، شهريار ( كه داراي 3 بخش ، 8 شهر و 11 دهستان است ) ، فيروزكوه ( كه داراي 2 بخش ، 1 شهر و 5 دهستان است ) ، كرج ( كه داراي 3 بخش ، 6 شهر و دهستان است ) و ورامين ( كه داراي 3 بخش ، 6 شهر ، 7 دهستان است ) .

جدول شماره 1 ـ 2 مشخصات عمومي استان تهران بر اساس تقسيمات كشوري سال 80 و جدول شماره 2 ـ 2 تعداد بخشها ، شهرها و دهستانهاي استان تهران را در سال 80 نشان مي دهد .

 


خرید آنلاین